پيشنماز مسجد جامع اصفهان بود وفات يافت . حكيم نور الدين طهرانى در كربلاى معلّى وفات يافت . ميرزا عنايت اللّه اصفهانى نوادهء خواجه نعمت الله مالميرى سابقا وزير مهر « 1 » و در اين اوقات وزير يزد شده بود فوت شد .
وقايع سيچقان ئيل سنه 1034 هزار و سى و چهار سال سى و هشتم جلوس
توليت آستانهاى متبرّكه و حكومت حلّه به سارو سلطان بيگدلى برادر زينل بيگ توشمال باشى شفقت شد و پانصد نفر از ارباب عقيدت قورچى نجف اشرف كرده ، قورچى باشى گرى ايشان نيز به سارو سلطان داده شد و بعد از تنظيم و تنسيق آن حدود همعنان ظفر متوجه مقرّ سلطنت شده در طاق و سلطان عساكر و غازيان را ملاحظه فرموده ، رخصت انصراف به منزل خود فرمودند ؛ و رايات فيروزى آيات به تاريخ پنجشنبه هفدهم شهر رمضان المبارك داخل دار السلطنهء اصفهان گرديد و آقا محمد مستوفى غلامان را به رسالت به هندوستان فرستادند . و چون سيد منصور خان عرب [ حاكم حويزه ] را مقرر فرموده بودند كه به سفر بغداد آيد و ابا نموده بود حكومت آنجا به سيد محمّد خان شفقت شد و به اتفاق سيد عبد اللّه لقمان [ گ 92 ب ] او را روانهء آن حدود گردانيدند و سيد منصور خان در قلعه متحصن شده ، امام قلى خان قلعه را محاصره نموده كار بر او تنگ ساخت و او را فرار نموده به مثابهء اعراب رفت و آنجا به سر مىبرد ملك اختيار الدين حاكم بن فهل به درگاه معلّى آمده معزّز بازگشت . در اين سال سليمان خان اعتماد الدوله به مرض سرطان فوت شده ، چون فرزندى نداشت و باقى ديوان قبل از شغل وزارت در ذمّهء او بود ، اموال او ضبط شد و امر عظيم الشأن وزارت به خليفه سلطان ولد ميرزا رفيع الدين محمد صدر كه به زيور علم و دانش ممتاز و به رتبهء مصاهرت سرافراز بود تفويض يافت ؛ تاريخ « در زيبنده افسر وزارت » تاريخ [ آن شد ] . در اين سال خواجه محمد معصوم كه ناظر دفتر خانه و مستوفى بقايا بود مقرر شد كه در احكام به جاى مستوفى الممالك مهر كند و مستوفى الممالك در آخر سال بقايا را نوشته به دو سپارد
هامش
( 1 ) . متن : مهتر