چركس حاكم استرآباد كه هجده سال حاكم آنجا بود فوت شده جاى او به خسرو خان داده شد . شيخ بهاء الدين محمد عاملى مجتهد نيز در اين سال به رحمت الهى پيوست و قبل از فوت در بابا ركن الدين صدايى كه مشعر بر قرب زمان رحلت باشد استماع نموده بود ؛ تاريخ « افسوس ز مقتداى دوران » تاريخ فوت آن عالى جناب گرديد و نعش شريفش نقل مشهد مقدّس رضوى و در قرب آستانهء مقدس مدفون گرديد ؛ رضوان اللّه تعالى عليه .
وقايع [ گ 90 آ ] ايت ئيل سنهء هزار و سى و دو سال سى و ششم جلوس
در اين سال رايات منصور از راه قصبهء طبس گيلكى متوجه خراسان شده نوروز را در آن مكان نزاهت بنيان [ توقف ] نمودند و مقرر شد كه عساكر فيروزى مآثر را كه در نيشابور قشلاق نموده بودند ، به فراه آيند و بعد از ورود فراه ، وصال بيگ را نزد عبد العزيز خان حاكم قندهار فرستادند كه خاطر [ از ] ورود موكب مسعود جمع داشته به خدمت آيد كه غرض گرفتن قندهار است ؛ و مشاراليه ميرزا باقى كابلى را فرستادند كه حضرت از آنجا بازگردند كه در عالم نوكرى قلعه را نخواهيم داد .
خسرو سلطان ميرپازوكى را به زمينداور فرستاده ، عساكر را به محاصره مأمور داشتند و قلعه به تصرف آمده محصوران را مرخص ساخته با اموال و اسباب روانه نمودند و مكتوب مصحوب حيدر بيگ يوزباشى قراداغلو مشتمل بر عذرخواهى فرستادند ؛ و خسرو سلطان قلعهء زمينداور را محاصره نموده بعد از بيست روز شاه كلان حاكم زمينداور با محصوران بيرون آمده بنابر سوء باطن به گمان اينكه خسرو سلطان با ايشان غدرى در خاطر دارد دست به خنجر و شمشير برده و طعمهء تيغ غازيان گرديدند . و ايلچى خرم كه در مشهد مقدّس بود به خدمت رسيده رخصت انصراف يافت و خرم را شاه جهان خطاب دادند .
در اين سال اسفنديار خان والى اورگنج از دست برادران كه اتفاق نموده والد خود را مكحول نموده قصد اسفنديار خان داشتند فرار نموده در آن سفر به خدمت آمده بود و حكم اشرف به عهدهء حكام استرآباد و تركمانان در باب اعانت او صادر گرديد . اسفنديار خان به اعانت ايشان در حكومت مستقر گشته ابو الغازى خان نيز