سياست ايشان شد . خواجه محمدرضاى فدوى مشهور به ساروخواجه و ميرزا قواماى مستوفى الممالك ابواب تقرير يكديگر كرده ، خواجه محمد معصوم و خواجه ملك احمد مقرّر شد كه به حقيقت خيانت و تقصير قواما رسيده عرض نمايند و قواما در آن اثنا فوت شد و آن گفتگو موقوف ماند . و نوّاب گيتى ستان از اصفهان روانهء مازندران [ گ 89 آ ] گشته در آنجا بيمارى عارض ذات اشرف شده ، به صحت تبديل يافت و خاطر همايون « 1 » متوجه آبادانى گرجستان كاخت شده ، پيكر سلطان ايگرمى دورت را حاكم آنجا نمودند .
متوفّيات
ابو طالب ميرزا برادر اعيانى نوّاب گيتى ستانى كه در قلعهء الموت بود ، در اين سال فوت شد . دلو محمد سلطان از امراى قراباغ فوت و جاى او به سليم بيگ برادرزادهء او داده شد . مرتضى قلى خان ولد اميره سياوش گسكرى فوت و حكومت گسكر اولا به بهنود خان و بعد از آن به يوسف سلطان شفقت شد . حكيم عنايت اللّه يزدى نيز داعى حق را لبيك اجابت گفت . و استيفاى ممالك بعد از فوت ميرزا قواما به ميرزا سعيد نوادهء ميرزا قاسم ، مستوفى شاه جنّت مكان داده شد .
وقايع تخاقوى ئيل سنهء هزار و سى و يك سال سى و پنجم جلوس
رايات منصور از مازندران متوجه اصفهان شد ، تخته بيگ كه به ايلچى گرى روم رفته بود به مرافقت محمد آقاى ايلچى سلطان عثمان خواندگار روم به آستان خلافت نشان رسيدند ، و ملك ميرزاى والى مكران به شرف آستان بوس رسيده ملك موروث را به دو تسليم داشته رخصت انصراف ارزانى داشتند . عبد الرحيم بيگ خواجه كه از خواجههاى معتبر بخارا و مشهور به جويبارى و عظيم القدر بود ، به قصد گزاردن حج و احراز بندگى اين آستان ملايك پاسبان وارد شده نوّاب گيتى ستانى مقدم او را گرامى داشته ، صدور را به استقبال او فرستادند و به علت بيمارى كه مومى اليه را دست داده بود از رفتن مكّهء معظمه بازماند و در ايام بيمارى
هامش
( 1 ) . متن : هميون