تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
به عرض رسانيد . و چون مقارن اين احوال محمد پاشا معزول گرديد امر مصالحه تمشيت نيافت و سلطان احمد خان خواندگار نيز در اين اثنا پهلو بر بستر ناتوانى گذاشته وداع تاج و تخت نمود ؛ و سلطان مصطفى برادر او كه به خبط دماغ مشهور بود ، چند روزى بر مسند سلطنت تكيه كرده ، بالأخره او را از آن امر عظيم الشأن معزول ساخته سلطان عثمان ولد سلطان احمد خان را نصب نمودند . و نوّاب كامياب همايون « 1 » بعد از مراجعت خواندگار به قصد استيصال بقية السيف كفرهء [ گ 85 ب ] كاخت روانهء گرجستان شده ، سپاه نصرت پناه را به سركردگى عيسى خان قورچى باشى روانهء كاخت ساختند . و مشاراليه حسب الفرمان روانهء آن جانب شده ، بقاياى آن گروه را به تيغ گذرانيده در آن ديار از مفسدان ديّار نگذاشت و قريب به دو هزار نفر اسير كه دفعهء اول از آسيب قتل سالم مانده بودند ، در اين دفعه به دست غازيان گرفتار گشتند . و در حين ايام ملك دانقى با بعضى از بى دولتان آنجا به جزاى عمل ناصواب خود رسيدند و جمعى را كوچ فرموده روانهء فرح آباد جنّت بنياد گردانيدند .

سانحهء ديگر

در اين سال فوجى از اوزبكيه به سركردگى محمد قلى دورمن به خراسان آمده ، خسرو سلطان حاكم ماروچاق با گروهى از حدود خراسان به مدافعهء ايشان مبادرت نمود . ابن حسين خان و امير سلطان حسين ولد او به قتل رسيدند و بعد از رسيدن آن اخبار مظفر حسين سلطان در عوض والد به رتبهء ايالت آنجا سرافراز و مورد الطاف گرديد .

متوفّيات

ميرزا ابراهيم همدانى و سيد مبارك خان عرب در اين سال مسافرت ملك بقا اختيار نمودند و حكومت عربستان به سيد ناصر شفقت گرديد و بعد از اندك وقتى او نيز از عقب والد روان گشته ، حكومت به سيد راشد برادرزادهء سيد مبارك تفويض
هامش
( 1 ) . هميون