تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

سانحهء ديگر

آنكه يكى از جماعت ارلات كه پيشخدمت قزاق خان ماروچاق ولد حسين خان بيگلربيگى هرات بود ، در حينى كه خان از نشئهء شراب بىهوش و بر بستر راحت غنوده بود او را مقتول گردانيد ؛ حسين خان از استماع اين خبر آرام گشته خسرو سلطان را به محافظت آنجا تعيين نموده ، حقيقت معروض گردانيد و حكومت ماروچاق حسب الاستدعاى مشاراليه به خسرو خان سلطان تفويض يافت .

سانحهء ديگر

آنكه استاد مقصود مسگر به جهت رفع مظنهء تسنّن يا غلّو تشيع مرتكب قتل ميرعماد خوشنويس كه سرآمد روزگار و شهرهء آفاق است گرديد . ديگر از وقايع تصدق دوازده يك ماه رمضان است كه نوّاب گيتى ستانى در اين سال توفيق آن يافته علاوه ساير بخشش‌ها و تصدقات فرمودند و نيز چون به خاطر الهام ذخاير خطور فرمود كه داروغگان هر محل وجه احداث را از پرسش قضايا مىباشد ، على حده اخذ جمع قانونى احداث موجب تكرار است آن وجه را نيز به تصدق مقرر داشتند .

سوانح سنهء لوى ئيل مطابق سنهء هزار و بيست و شش كه اتمام يك قرن جلوس سعادت قرين است

در اين سال به عزم تأديب طهمورث و ساير كفرهء گرجستان ، رايات نصرت آيات به فيروزى و اقبال در حركت آمد . عليقلى خان و امرا در گنجه ، سعادت زمين بوس دريافتند . پير بوداق خان مرخص شده روانهء تبريز گرديد كه به محافظت آن حدود قيام نمايد و گنجعلى خان به رفاقت او مأمور گشت و حكومت كارتيل را به بگرات خان عنايت كرد و او را به لقب عمى سرافراز گردانيد و از آنجا متوجه كاخت گشته ، ساحت آن ملك مضرب سرادقات جاه و جلال شد ؛ و طهمورث از آوازهء وصول موكب مسعود تاب توقف نياورده ، به طرف باشى آچوق فرار نمود و عساكر منصور به نهب و اسر « 1 » و قتل و غارت آن ديار مأمور گشته علامت [ گ 84 ب ] روز رستاخيز
هامش
( 1 ) . متن : اسير