كاخت است ، رحل اقامت انداختند كه اگر طهمورث ارادهء رفتن [ به ] باشى آچوق داشته باشد ، از آنجا نتواند گذشت و از گرجيانى كه به طريق شاهسيونى به معسكر همايون « 1 » پيوسته بودند تحقيق شوارع و گذرگاهها نموده به هر راهى مردمان آگاه تعيين نمودند ؛ و طهمورث با جمعى كه داشت عزيمت محاربه را جزم نموده در حركت آمد و امراى عظام حركت او را حمل به فرار نموده چندان وقعى ننهادند تا آنكه از راهى كه احتياط آن نموده بودند آثار و علامات طهمورث ظاهر شد ، معلوم شد كه گرجيانى كه اظهار شاهى سيونى كرده ، غدر نموده بودند . و بعد از وقوع اين امر امراى عظام نيز به تسويهء صفوف پرداخته ، فيما بين آتش محاربه مشتعل گرديد ، بنابر عدم احتياط كفرهء گرجيه غالب آمده عليقلى خان و اسفنديار بيگ به طرف تفليس در حركت آمدند . محمد خان زياد اوغلى كه به چرخچىگرى مأمور بود و حسين خان حاكم كوهدم و حسين قلى بيگ يوزباشى طالش ولد يادگار على سلطان در آن معركه شربت شهادت چشيدند و اسحق سلطان ميرصوفى زخمدار شد و عليقلى خان توقف خود را در تفليس صلاح نديده قلعهء آنجا را به مرشد قلى بيگ ولد محمد خان زياد « 2 » اوغلى سپرده روانهء گنجه شد و حقيقت معروض پايهء سرير اعلى گردانيدند و رايات منصور به قصد جبر اين كسر فلك پيما گشت .
شرح وقايع و سوانحى كه در اين سال روى نمود
در اين سال قرانغمه « 3 » اوزبك با چهار پنج هزار نفر به قصد تاخت خراسان آمده ، حسين خان حاكم آنجا خسرو خان [ گ 84 آ ] حاكم ماروچاق را با جمعى از بهادران صف شكن به دفع ايشان نامزد فرمود و در حينى كه جماعت اوزبك به خاطر جمع پهلو بر بستر استراحت نهاده بودند ، بر سر ايشان ريخته جمعى كثير از آن گروه بىشكوه را طعمهء تيغ بى دريغ گردانيده بقية السيف آوارهء ديار فرار گشتند .
هامش
( 1 ) . متن : هميون
( 2 ) . متن : ازياد
( 3 ) . عالم آراى عباسى تصحيح دكتر رضوانى ج 2 ص 1475 ، تغمه ذكر شده است .