ذكر عصيان گرجيان و شروانيان و آمدن طهمورث به كاخت
در حين ورود موكب مسعود به گرجستان كليساى آلاورد « 1 » را قلعه كرده چند نفر از تفنگچيان را به محافظت آنجا تعيين نموده بودند . در اين اوقات گرجيان انتهاز فرصت نموده به اغواى داود وكيل و طهماسب قسقى ، قلعهء مزبوره را به تصرف درآورده تفنگچيان را عرضهء تيغ هلاك نمودند و كس به طلب طهمورث فرستاده او را به گرجستان طلب داشتند . و در همين ايام ملك پيرى مشهور به دلو ملك قبلهء شروان كه به موافقت روميان متهم و به رفتن مازندران مأمور بود ، سر از دايرهء اطاعت كشيده در الكاى شروان موجب تهييج غبار فتنه و فساد شد و جمعى از گرجيان بر سر بكتاش يوزباشى كه در زكم بود رفته او را با رفقا شربت هلاك چشانيدند ؛ و نوّاب گيتى ستان بعد از اصغاى اين اخبار مزبوره ، اسفنديار بيگ اوچى باشى عربگيرلو را با جمعى از تفنگچيان روانهء شيروان كرده مقرّر داشتند كه عليقلى خان نيز به او ملحق گشته روانهء مقصد گردند و رايات منصور متوجه متنزّهات مازندران گشته زمان بيگ را كه از زمرهء مقربان بساط عشرت بود به طلب رستم محمد خان فرستادند و مشاراليه رستم محمد خان را در فرح آباد به خدمت اشرف رسانيده به عطاياى ارجمند سرافراز كردند . و در اين سال الغ بيگ خويش امير خان چلاق كه از اكراد برادوست [ گ 83 ب ] و در كمين فرصت بود در حينى كه قبان [ خان ] حاكم آنجا به شكار رفته بود ، به عنوان غدر بر قلعه دمدم مستولى شد و آقا سلطان مقدم و پير بوداق خان و شير سلطان مكرى قلعه را دايره كردار ، در ميان گرفته ، در اثناى قسمت [ كردن ] باروط ، آتش در آن افتاده الغ بيگ و چندى از مخالفين سوخته و مجروح گشته بالضروره ، از قلعه فرار نمودند و به دستور آن قلعهء متين بى ارتكاب قتال به تصرف اولياى دولت بى همال درآمد .
ذكر محاربهء طهمورث با عليقلى خان
عليقلى خان و اسفنديار بيگ روانهء گرجستان شده در مكانى كه فاصلهء كارتيل و
هامش
( 1 ) . متن : « الورد » ، از روى عالم آراى عباسى ص 888 تكميل شد .