تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
سال بنابر بعضى امور كه در زمان نوّاب جنت مكان و نوّاب سكندرشان از طايفهء تكلو صدور يافته و در اين اوقات نيز جمعى از ايشان ملازم ملك بهمن شده قلعهء كهجور « 1 » را حراست نموده از تسليم آن به فرهاد خان امتناع مىنمود ، فرمان اشرف به قتل عام آن جماعت نافذ گرديد به اين قيد كه هر كس از اين طايفه در هرجا يافت شود حاكم آنجا او را به قتل رسانيده اموال او را تصرف نمايد .

متوفيات

سلطان حيدر ميرزاى [ گ 61 ب ] ولد سلطان حمزه ميرزا كه به استنبول فرستاده شده ، قبل از آنكه صاحب اولاد و اعقاب شود به مرض طاعون وفات يافت و عليار خان ايمور حاكم استرآباد نيز در اين سال فوت شد . محمد يار خان ولد او بشرف پاى بوس ممتاز گشته به جاى والد به رتبهء ايالت سرافراز گرديد و آقا شاهعلى [ دولت آبادى ] « 2 » اصفهانى ، مستوفى الممالك نيز در اين سال مفاصاى محاسبهء حساب را به مهر قابض ارواح رسانيد .

وقايع تخاقوى ئيل سنهء ست و الف كه سال يازدهم جلوس است

در اين سال سلطان محمد ميرزا قدم به عرصهء وجود گذاشت و نوّاب گيتى ستانى مبتهج و مسرور گشته امر فرمودند كه چند روز نقاره شاديانه به نوازش درآورند و مدتى در ميدان سعادت آباد هنگامهء چوگان بازى و قبق اندازى گرم گرديد . در اين سال جمعى از جماعت اوزبكيه به بسطام و دامغان آمده ، حسن على خان چكنى حاكم آنجا و ميرزا على بيگ عرب عامرى مستحفظ شوارع با معدودى به قصد مدافعهء آن گروه سوار شده شربت شهادت نوشيدند و جمعى از آن گروه در ترشيز ، راه كوهرز دامغان پيش گرفته از الكاى خوار سر برآوردند و اثر تاخت ايشان به آران بيدگل رسيد و شاهعلى خان چمشگزك در الكاى خوار از اين حال آگاه گشته سر راه بر آن گروه گرفته مظفّر و منصور گشته استرداد غنايم ايشان نمود و سرهاى
هامش
( 1 ) . در عالم آراى عباسى ص 529 « قلعهء آمل » آمده است . ( 2 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 531 تكميل شد .