تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
رستم ميرزا از وقوع قتل حمزه بيگ ارادهء قندهار نموده ، روانهء آن حدود گرديد و مظفر حسين ميرزا [ با ] سپاهى كه اضعاف سپاه رستم ميرزا بود در قلعه متحصن شده ، دو ماه محصور بود . ملك محمود سه هزار كس به كومك ميرزا فرستاده لشكر قندهار نيز به دلگرمى سپاه سيستان بيرون آمده شروع به محاربه نمودند و رستم ميرزا بعد از كوشش‌هاى مردانه به زمينداور مراجعت نمود . محمد بيگ بعد از مراجعت رستم ميرزا در امور وكالت آنجا پيش از حمزه بيگ مستقل گرديده ، ميرزا را بىدخل گردانيد و ميرزا از او « 1 » رنجيده‌خاطر شده روانهء سيستان گرديد . ملك محمود كمال آدميت و مردمى نموده قدوم او را گرامى داشت ، امّا ميرزا بعد از چند روز به اغواى مفسدين به دستور لشكرى از مردم سيستان فراهم آورد و قلعه را كه قبل از اين محاصره نموده بود محصور ساخت و ملك محمود لشكر به مدافعه تعيين نمود . بعد از كشش و كوشش ، لشكر ميرزا شكست خورده متفرق گرديدند و ملك محمود همان شيوهء مردمى را شعار ساخته ميرزا را با اعزاز و اكرام ملاقات نمود [ گ 56 آ ] ميرزا خجلت زده نزد حليلهء خود تشريف بردند و محمد بيگ ، اكابر قندهار را به طلب ميرزا فرستاده ، ميرزا روانهء قندهار شد و محمد بيگ شمشير به گردن انداخته استيصال ميرزا نمود . ميرزا به قندهار داخل گرديده پيوسته درصدد « 2 » دفع محمد بيگ مىبود تا آنكه جمعى را با خود متفق كرده او را مقتول ساخت و در امر حكومت مستقل شد . رستم ميرزا را از ملك محمود به سبب يكجهتى با مظفر حسين ميرزا نهايت كلفت حاصل بود تا آنكه يكان خان افشار حاكم فراه به سب استيلاى اوزبكيه بر خراسان كس به طلب رستم ميرزا فرستاد . رستم ميرزا بىتأمل عزيمت فراه نمود و يكان « 3 » خان استقبال ميرزا نموده كمر خدمت بر ميان بست . رستم ميرزا بعد از دو روز به طمع مال ، آن بىگناه را گرفته مقتول ساخت و اكثر ريش سفيدان افشار را از خود رمانيد . و در اين اثنا جمعى از مردم قزلباش بر سر ميرزا جمع آمدند و ملك محمود به علت خوفى كه از ميرزا داشت سپاه خود را جمع نموده ، پاس حال خود
هامش
( 1 ) . متن : « از او » تكرار شده است . ( 2 ) . متن : سدد ( 3 ) . متن : يكانه