مىداشت تا آنكه وبايى در ميايهء ايشان به هم رسيده ، لشكرى روى به تفرقه آورد و ملك ظريف كه از اقرباى ملك محمود بود و با رستم ميرزا اتفاق داشت ، ملك محمود را به منزل خود تكليف نمود و ملك جلال الدين ولد ملك محمود به رفتن راضى نشده در قلعهء فتح توقف كرد .
رستم ميرزا بعد از استماع اين خبر روانهء سيستان شد . ملك عزيز از اغراى رستم ميرزا و آوردن او مانع شد ، مشغول قلعهدارى گرديد . بالاخره قلعه را به دست آورده ملكان را محبوس ساخت و بعد از چند روز ملك ظريف و ملك ناصر الدين و اكثر ملكان را به قتل رسانيد و ملك محمود را با صد نفر از اقوام نگاه داشت . ملك شاه حسين و ملك على رنجبر را شكسته فرار نموده ، قريب به ده هزار نفر از مردم سيستان جمع آورده با ملك جلال الدين ولد ملك محمود آهنگ رزم ميرزا نموده ، رستم ميرزا ، ملك محمود را مقتول ساخته روانهء زمينداور شد و لشكر سيستان تعاقب نمود . رستم ميرزا دو نوبت محاربه نمود شكست خورده به زمينداور آمد و به علت كثرت تاخت اوزبكيه و عدم امداد مظفر حسين ميرزا و بىوقع گشتن در خراسان قلعه را به يكى از ملازمان سپرده روانهء قلات شد و بعد از شش ماه توقف [ در ] قلات متوجه شكار شده ، جماعت بيات خواستند كه به خوش آمد مظفر حسين قلعه را [ گ 56 ب ] تصرف نمايند . در آن اثنا رستم ميرزا خود را به لطايف الحيل به قلعه انداخته جماعت بيات را به تيغ انتقام گذرانيد ؛ و بعد از وقوع اين امر مجال توقف در آن ولايت نيافته ، روانهء هندوستان شد و والى آن ديار جهت جلب قلب مظفر حسين ميرزا با او كمال گرمى مىنمود . مظفر حسين ميرزا نيز بعد از كثرت تاخت و تاراج اوزبكيه و ملاطفات اكبر پادشاه فريب خورده اولاد والده و ولد بزرگ خود را روانهء هندوستان نمود ؛ بعد از آن نيز خود روانه هندوستان شده قندهار را به منسوبان اكبر پادشاه داد . و بعد از ورود آنجا نخست متعزز گشته ، خطاب فرزندى يافت و بعد از آن چون خدمتى كه متوقع بود از او به ظهور نمىآمد غبار كلفت بههم رسيده در سنهء ثمان و الف مسافر دار البقا گرديد و رستم ميرزا تن به خدمت داده معزّز گشت . و بعد از ارتحال اكبر پادشاه و جلوس شاه سليم نيز معزّز
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص١٢٦