شاه قلى سلطان « 1 » بيات برادر اغورلو سلطان استدعا نمود كه زلّات ايشان مقرون به عفو گردد و سه هزار تومان نقد و سه هزار رأس [ گ 54 ب ] اسب بياتى ترجمان قبول نمودند و به سعادت و اقبال روانهء قزوين شده به منزل حاجى محمد خان تشريف قدوم ميمنت لزوم ارزانى فرمودند و نور محمد خان نيز در آن مكان به خدمت آمده شرايط مهمان نوازى به عمل آمد و بعد از چند وقت به اتفاق نور محمد خان و عرب محمد سلطان ولد حاجى محمد خان روانهء اصفهان شده به سير و شكار اشتغال نموده ديگرباره قزوين از فرّ قدوم آن شهريار ارجمندى يافت .
ذكر ملاحده
درويش خسرو نامى كه به الحاد اشتهار يافته بود با تبعه و لحقهء بدنام بر پاس دارى شرع مطهر در اين سال به قصاص رسيدند . يوسفى تركش دوز كه از جمله مريدان آن مخذول العاقبه بود به علت قرانى كه از ملاحظهء مهر طالع فيروزى مطالعهء پادشاه ايران ، منجمان بر آن اخبار نموده بودند ، سه روز رتبهء پادشاهى ايران يافته بعد از انقضاى ايام ثلث « 2 » ، به رفقا ملحق شد . مولانا سلمان « 3 » طبيب ساوجى و مير سيد احمد كاشى و درويش كمال اقليدى و درويش ترابى و بوداق بيگ دين اوغلى استاجلو نيز به علت الحاد تجرّع آن كأس ناگوار نمودند .
شرح حالات اولاد سلطان حسين ميرزا ولد بهرام ميرزا
سلطان حسين ميرزا از زمان نوّاب جنت مكان حاكم قندهار و زمينداور و گرمسيرات كنار رود هيرمند شد و مدتها در آن ملك حكومت نمود و در زمان شاه اسمعيل ثانى بدورد جهان گذران نموده از او پنج پسر ماند : اول محمد حسين ميرزا كه شاه اسمعيل او را در روز قتل شاهزادهها مقتول ساخت ؛ دوم مظفر حسين ميرزا ، سيم رستم ميرزا ، چهارم سلطان ابو سعيد ميرزا ، پنجم سنجر ميرزا ؛ و شاه اسمعيل
هامش
( 1 ) . متن : شاهويردى سلطان ؛ از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 472 تصحيح شد .
( 2 ) . متن : ثلث
( 3 ) . در عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 476 « سليمان » آمده است