حيدريه شدند . فرخ خان برادر مرتضى [ قلى ] خان قلعه را تسليم نموده روانهء مشهد شده آن ملك به درويش محمد خان تفويض يافت و بعد از روانه شدن على قلى خان ، درويش محمد خان متوجه نيشابور گشته الكاى مزبور را به تصرف درآورد و مرتضى قلى خان حقيقت اين مقدمات را معروض پايهء سرير اعلى گردانيد و سلطان حسين خان بعد از ورود قزوين متوجه اخذ اموال عجزه و مساكين گشته خود را مورد خذلان گردانيد .
قضاياى لوىئيل سنهء ثمان و ثمانين و تسعمائه
بعد از رسيدن اين اخبار امير خان تركمان كه به سبب قضيهء رفتن شروان از شاهرخ خان آزرده خاطر بود به اتفاق ميرزا سلمان شروع در كسر اعتبار استاجلو و شاملو نموده والدهء على قلى خان را كه در حرم عليّه مىبود بيرون آورده مقتول ساختند و حسين بيگ وزير نوّاب جهانبانى را كه برادرزادهء على قلى خان [ بود ] به دستور ، رفيق راه والده او گردانيدند . و اسماعيل قلى بيگ ولد ولى خليفه شاملو - كه در خراسان مقتول شده بود - در عوض سلطان حسين خان ، و قور خمس خان به نيشابور [ گ 41 آ ] - در عوض حسين على خان سلطان ايشيك آقاسى باشى - تعيين گشته روانه شدند . سلطان حسين خان بعد از ورود اسماعيل قلى خان از قزوين روانهء اردبيل گشته در آستانهء مقدسه متحصن شد و او را به سعى خويشاوندان بيرون آورده مقتول ساختند .
توجه رايات همايون به ييلاق اشكنبر و كليبر و آمدن سنان پاشا
خواندگار ، سنان پاشا را با سپاه بسيار به مدد عثمان پاشا تعيين نموده . سنان پاشا كس فرستاده انهاء نموده كه حسب الامر خواندگار مقرّر است كه دست از محالّى كه به تصرف آل عثمان درآمده برنداريم و از آن قرار شروان كه به تصرف درآمده مىيابد به ما گذاشته شود . و جواب گفته شد كه شروان در تصرف ما است و عثمان پاشا حاكم آنجا خلاف عرض نموده كه به تصرف آل عثمان درآمده و مقرر شد كه از طرفين در محلى قشلاق نموده كس جهت تشخيص آن مطلب تعيين نمايند ؛ و