تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
جواب فرمودند كه مهد عليا من بعد دخل در امور دولت ننمايد تا به هرات رفته نزد خود باشد يا به مازندران يا به شيراز رفته ساكن باشد ، امرا اين معنى را مقبول ندانسته به قتل آن درّى درج عفت پرداختند و والده مرحومهء او را نيز از عقب آن ، سفر گزين ملك بقا فرستادند . نوّاب جهانبانى در آن چند روز [ در ] محافظت خود مىكوشيد و اسماعيل قلى بيگ شاملو در زمرهء رفقاى آن حضرت منتظم بود ، بدين جهت به يولداش ملقب شد و بعد از آن ، امرا جمعيت نموده قسم ياد نمودند كه من بعد از فرمان پادشاهى تجاوز ننموده ديگرى را به حضرت اختيار ننمايند و ولايت عهد آن حضرت را مخصوص نوّاب جهانبانى دانند ، و بنابر مصالح ملكى آن سوء ادب به اغماض مقرون [ گ 40 آ ] گشت .

ذكر توجه همايون به جانب آذربايجان و شرح قضاياى واقعه

چون سردار روم در ارزن الروم نشسته و عثمان پاشا در دربند داعيهء شروان داشت ، رايات منصور متوجه آذربايجان شده ، در تبريز نزول اجلال نمود و فاطمه سلطان بيگم صبيهء نوّاب جنت مكان را در عقد ازدواج امير خان تركمان حاكم آنجا كشيدند . درين وقت پادشاه تاتار غازىگراى وصفىگراى را به طلب خون عادلگراى خان فرستاد و نوّاب جهانبانى در تبريز قشلاق نمود . ميرزا سلمان را با امرا به كومك حاكم شروان فرستاد و محمد خليفه ذو القدر قبل از ورود امرا با جماعت تاتار متصدى حرب شده به قتل رسيد و امير خان تركمان جهت دفع بعضى مخالفين كه در خاخمير شروان بودند رفته ، كارى نساخته بازگشت و شاهرخ خان و بعضى امرا بر او زبان طعن دراز كرده او اين معنى را به تحريك ميرزا سلمان دانسته ، بدين علت دو گروهى ميان قزلباش به هم رسيده متوجه دفع فتنهء رومى نتوانستند شد و به اتفاق روانهء تبريز شدند .

سوانح خراسان كه بعد از مراجعت سلطان حسين خان واقع شد

بعد از مخالفت على قلى خان و اصرار او در نفرستادن نوّاب گيتى ستانى ،