تصرف عثمان پاشا و شروان را در تصرف قزلباش ملاحظه نموده و شاه قلى سلطان تبت اوغلى [ ذو القدر ] « 1 » به مرافقت عمر پاشا با تحف و هدايا نزد سنان پاشا تعهد نمود كه اگر ايلچى به درگاه معلّى فرستاده شود امر مصالحه را صورت دهد ؛ ابراهيم خان ولد حيدر سلطان جاپوق ترخان تركمان به ايلچيگرى روانه شده به علت مناقضت عثمان پاشا امر مزبور صورت نيافت و ابراهيم خان هفت سال در استنبول توقف نمود .
قضاياى جمشيد خان و گيلانات
جمشيد خان والى بيه پس كه به شرف مصاهرت اين دودمان سرافرازى داشت پيوسته با خان احمد بنابر عداوت قديم منازعه مىنمودند و جمشيد خان به جهت تقويت حال خود ميرزا كامران حاكم كهدم را به تكلفات و تملقات طلب نمود كه به مدافعهء خان احمد قيام نمايد و ميرزا كامران با سپاه خود به رشت آمده به اتفاق به مدافعهء خان احمد مشغول گشتند و الكاى كوچسفهان را كه [ ما ] به النزاع بود تصرف نمودند و قرابهادر سپهسالار جمشيد خان كه از او خايف و رفيق ميرزا كامران بود ميرزا كامران را نويد ايالت بيه پس داده بر قتل جمشيد خان اغرا نموده به اتفاق مراجعت نموده جمشيد خان را در قيد حبس درآورده روانه كهدم نمودند . ميرزا كامران الكاء بيه پس را ضميمهء كهدم گرداند و محمد امين ميرزا و ابراهيم ميرزاى پسران او را كه صبيهء شاه جنت مكان بود نزد خود نگاه داشت و كسان معتمد با مبلغى خطير به درگاه معلّى فرستاده عرض نمود كه چون جمشيد خان نافرمانى نمود بنده كفايت شرّ او [ گ 42 آ ] نمودم و از جملهء غلامان به اخلاصم و هر قسم باج و خراجى كه بايد فرستاد متعهدم كه هر ساله ارسال دارم . خان احمد حقيقت احوال او را عرض نموده استدعاى آمدن قزلباش به آن ملك و تعهد استخلاص بيهپس از يد متغلبه نمود . سليمان خان و امراى استاجلو به رفتن گيلان مأمور شده روانه شدند . و مقارن رسيدن خبر آمدن قزلباش ، شيرزاد فومنى ، قلندر پسرى را به ادعاى
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 264 تكميل شد .