تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
خود اصرار نموده ، ساير امرا را ترغيب به اين معنى نمودند . مرتضى قلى خان پرناك كه از رهگذر دفع اوزبك و قتل جلال خان اطاعت على قلى خان نمود به اين معنى راضى نشده امراى تابعين خود را افز اتفاق با آن گروه ممنوع ساخت و اين مقدمه موجب نقار فيما بين على قلى خان و مرتضى قلى خان پرناك شده . چون ابراهيم بيگ ارد مشهد شد على قلى خان و ساير امرا مكتوبى مشتمل بر اين معنى كه شاهد مدعا از پيرايهء حصول عارى است در قلم آورده نزد او فرستادند و او به اغواى مرتضى قلى خان تاغوريان رفته از آنجا برگشته به قزوين مراجعت نمود . نوّاب سكندرشأن و مهد عليا ديگرباره سلطان [ گ 39 ب ] حسين خان پدر على قلى خان را كه تواچى باشى و از امراى معتبر بود به اين خدمت مأمور گردانيدند . سلطان حسين خان متقبل اين امر شده روانهء هرات شد و على قلى خان رسيد كه با قباد خان و جمعى كثير در سبزوار جمعيت نموده‌ايم اگر احيانا آن عالىجاه به مقتضاى رضاجويى والد به اين امر راضى شوند با بندگان خيرخواه چون مدافعهء اوزبك در خراسان بدون وجود پادشاه‌زاده مقدور نيست ، در راه مانع خواهيم شد . على قلى خان از اصغاى اين خبر در ابا و امتناع مصرّ گشته والد خود را بىنيل مقصود روانه نمود و قضيهء قتل مهد عليا نيز در اين اثنا واقع شد . و از وقوع اين معنى امراى خراسان سواى مرتضى قلى خان بيش‌تر در عقيدهء خود راسخ گشتند و فيما بين على قلى خان و توابع و مرتضى قلى خان و هواخواهان غبار نقار ارتفاع يافت .

ذكر واقعهء مهد عليا

چون به علت ضعف باصرهء نوّاب سكندرشان و صغر سنّ نوّاب جهانبانى ، مهد عليا متكفل امور سلطنت شده مهام كلى و جزئى به راى و رويّت او صورت مىيافت ، امراى قزلباش بنابر امورى كه ذكر شد با جناب مريم مكانى در مقام غدر درآمده جمعيت نموده به خدمت نوّاب سكندرشان معروض داشتند كه بدسلوكى مهد عليا با امرا و تربيت مازندرانيان بر خاطرها گران است و در اين باب فكرى به صواب بايد انديشيد . چون نوّاب سكندرشان از مواضعهء ايشان خبر يافت در