ميرزا خان در قلعه متحصن شده ، صورت فتح روى ننمود . شاهرخ خان مهردار را كه ركن ركين دولت بود به اين مهم نامزد نمود و چون شاهرخ رتبهء خود را برتر از آن مىدانست نخست متشبث به معاذير گشته آخر ، به ناچار روانه شد و بعد از ورود ، ضامن حيات ميرزا خان شد و او را به صلح از قلعه بيرون [ گ 39 آ ] آورده به دربار اقبال رسانيد و بعد از عرض اين مطلب چون خاطر مهد عليا متوجه آن بود كه قلعه را جبرا مفتوح نمايد و ميرزا خان را به سزا رسانند از اين معنى آزرده شده قبل از دخول امرا به دار السلطنهء قزوين جمعى از قورچيان را به تضييع او نامزد فرمود و قورچيان ميرزا خان را از امرا گرفته به كفايت امرا اشتغال نمودند و اين معنى نيز منشأ رنجش امرا از مهد عليا شد و مير على خان نيز از عمر تمتعى نيافته فوت شد و حكومت مازندران بالمناصفه به الوند ديو و سيد مظفر [ مرتضائى ] « 1 » مقرر گشت .
سوانح ملك خراسان
على قلى خان شاملو نوادهء دورميش خان كه از جانب شاه اسماعيل حاكم هرات و بيگلربيگى خراسان شده به تضييع نوّاب گيتى ستان مأمور بود داخل هرات شد .
سلطان محمود بيگ بيجرملو وكيل او كه در اردوى همايون بود به فرمودهء سلطان حسين خان والد على قلى خان « 2 » خبر قضيهء شاه اسماعيل را به رسم استعجال رسانيد و على قلى خان متكفل امر للگى آن حضرت شده امرا و طوايف انام ، غاشيهء فرمانبردارى بر دوش نهادند و على قلى خان مژدهء سلامتى ذات اقدس آن حضرت را به قزوين رسانيده نوّاب سكندرشان و مهد عليا را شوق ديدن قرة العين غالب گشته آقانظر غلام قديمى مير عبد اللّه خان را به آوردن او نامزد فرمودند و على قلى خان و مرشد قلى خان و اكثر امراى خراسان از قبول اين امرا ابا نموده آقانظر را بىنيل مأمول روان ساختند ، و بعد از ورود آقانظر ، ابراهيم بيگ ولد حيدر سلطان جاپوق با پنجاه نفر از آقايان تركمان به اين خدمت مأمور گشت و على قلى خان و اكثر امرا بر داعيهء
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 243 تكميل شد .
( 2 ) . متن : عيسى خان