متوجه مدافعهء او شده فيما بين آتش محاربه اشتغال يافت و نسيم فتح بر پرچم اعلام مرتضى قلى خان [ گ 38 آ ] وزيده ، جلال خان در جنگ مقتول گشت .
ذكر سوانح آذربايجان
در اين سال اكراد بر سر قلعهء اورمى آمده قلعهء كوكر چنلق و توپراق قلعه را تصرف نموده جمعى كثير از افشار به قتل آمد و اميده بيگ مكرى بر سر مراغه و سلدوز آمده ايلچى قراچپوق را يغما نمود و ابو بكر ميرزا كه از اولاد ولاة شروان بود سر به شورش درآورده به خواندگار متصل گشت و خواندگار مصطفى پاشاى ، للهء خود را سردار كرده به معاونت او مأمور ساخت للهء پاشا با سپاه بسيار روانه شد . بيگلربيگى چخور سعد ، كس نزد امير خان تركمان بيگلربيگى تبريز فرستاده استمداد نمود و او به علت نقاضت ايلى و نفاقى كه با حاكم آنجا داشت مساهله نمود و بيگلربيگى قراباغ به معاونت آمده به اتفاق بالله پاشا « 1 » ، جنگها كرده مغلوب گشت و لله پاشا قلعهء آخسقه و تفليس و شروان را گرفته مضبوط ساخت و شروان را به عثمان پاشا داده مراجعت نموده ، در ارزن الروم قشلاق كرد ، اگرچه امير خان در وقت مراجعت لله پاشا رسيده ، نخست دستبردهاى مردانه نمود و غنايم موفور به دست آورد ، اما بالاخره از سوء تدبير مغلوب گشته جمعى از ملازمان او به قتل آمد .
توجه شاهزاده مغفور سلطان حمزه ميرزا به آذربايجان
شاهزادهء كامكار به اتفاق ميرزا سلمان و امراى نامدار از دار السلطنهء قزوين به ميانج آمده از آنجا روانهء قراباغ شدند و نوّاب جهانبانى به اتفاق مهد عليا در قراباغ توقف نموده ، ميرزا سلمان و امرا را روانهء شروان نمودند ، ارس خان و امراء شروان به تدارك جبر نقصان خود ، قبل از رسيدن امرا به قصد تأديب روميه روانهء شروان شده در اثناى جنگ و جدال عادلگراى خان به اتفاق سپاه تاتار و لزگى و غيرهم رسيده ارس خان مغلوب و مقتول شد و نوّاب جهانبانى بعد از اصغاى اين خبر امراى طوالش « 2 » و عزم را به محافظت اردوى ارس خان مأمور ساخته ، ايشان نيز مغلوب
هامش
( 1 ) . متن : پادشا
( 2 ) . متن : طولش و عزم