تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
خان احمد را نسبت قرابت به نوّاب مهد عليا بود او را از قلعهء اصطخر [ گ 37 ب ] برآورده معزّز و مكرّم ساخته ، وعدهء ايالت گيلان داد . ميرزا سلمان نيز احراز خدمت نموده به دستور ، وزارت اعظم به او مفوض شد و بعد از يك ماه از شيراز روانهء قزوين شدند و بعد از ورود در دار السلطنهء اصفهان حكومت آنجا را به سلطان حمزه ميرزا شفقت فرمودند و بعد از ورود قم ، سلطانم والدهء ماجدهء نوّاب سكندرشان را به ملاقات قرة العين و غيرها چشم روشن شده حسين قلى سلطان ايشيك آقاسى شاملو در آن بلدهء فاخره با بعضى نوّاب و يراق و اسباب پادشاهى و جمعى از امرا وارد گشتند و امراء عظام نيز متعاقب استقبال نموده به خدمت سرافراز شدند و بعد از ورود قزوين پرى خان خانم در محفّهء زرنگار به استقبال مبادرت نموده در حين مراجعت از دخول حرم ممنوع گشت و مقرر شد كه او را به منزل خود برند و به فرموده مهد عليا از لباس حيات عارى گشته اموال به حيطهء ضبط درآمد و نوّاب مهد عليا از روى استقلال تمام متكفل مهمات شده ، منصب وكالت به نوّاب جهانبانى شفقت شد و حسين بيگ ولد خواجه شجاع الدين شيرازى رتبهء وزارت او يافته مهر وكالت به مشاراليه سپرده شد و منصب صدارت به مير شمس الدين خبيصى تفويض يافت و ساير ولايات به امراى عظام منقسم گرديد و ايالت گيلان به مقتضاى وعده به خان احمد شفقت شد و به لقب اخوت و مصاهرت مقرر گشت و مريم سلطان بيگم به عقد و ازدواج او درآمد و صبيهء سام ميرزا را به حبالهء عيسى بيگ گرجى ولد لوند خان داده به ايالت شكى فرستادند و سيمون خان ولد لوارصاب خان به شرف اسلام مشرف گشته ، لقب برادرى يافته روانهء ملك موروث گرجستان گشت و صفيه سلطان بيگم صبيهء نوّاب جنت مكان را به شاه خليل اللّه ولد ميرميران و خانش خان صبيهء ديگر را به شاه نعمت اللّه ولد بزرگتر او داده ميرميران نيز لقب برادر يافت .

ذكر آمدن جلال خان اوزبك به خراسان

جلال خان حاكم اورگنج بعد از شنيدن فوت شاه اسماعيل ثانى و اختلال احوال قزلباش به طمع خراسان در حركت آمده و مرتضى قلى خان پرناك حاكم مشهد
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 84 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق