تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
دولتخانهء مباركه قزوين انداخته امراى عظام را به سركارى معين ساخته در كمال اقتدار و استقلال روزگار مىگذرانيد و پادشاهان پاى در دامن قرار و آرام كشيده احدى از ولات را قدرت بر حركت نبود و چون مكرر گفتگوى مذهب نموده در حين گفتگو طرف اهل سنت مىگرفت ، از اين علت قزلباش را سوءظنى به دو حاصل شده بعضى از اهل سنت كمال اعتبار يافتند تا آنكه جهت رفع مظنه ، ميرزا مخدوم شريفى را كه اظهار تسنن نموده با علماى شيعه بحث نمود ، محبوس ساخت و در سكّه اين شعر را كه
ز مشرق تا به مغرب گر امامست * على و آل او ما را تمامست
منقوش ساخت و در شب يكشنبه سيزدهم شهر رمضان « 1 » [ 985 ] به اتفاق حسن بيگ حلواچى اوغلى [ گ 37 آ ] كه با او كمال تعشق مىورزيد به سير بازار رفته بعد از مراجعت در خانهء حسن بيگ كه به دولتخانه متصل بود خوابيده همان شب بدرود جهان فانى نمود . از حسن بيگ كه استفسار احوال او نمودند با وجود اشراف بر موت با زبان الكن مذكور ساخت كه اول شب ترياك به حب خورده و بعد از مراجعت از كيف مقرر خود ميل فرمود و در حين خوردن كيف ، معروض شد كه سر حقه مهر ندارد و به آن التفات ننموده بدانچه تناول مىكرد به كار برد و قدرى نيز به من داد اكنون قصه بدين منوال است كه ملحوظ مىگردد .
هامش
( 1 ) . متن : سفيد است .