فصل سوم در ذكر جلوس اسماعيل ثانى
اسماعيل ميرزا ارشد اولاد شاه جنت مكان است . يك مرتبه به حكومت هرات به للگى محمد خان شرف الدين اوغلى مأمور شده و به جهت ارتكاب بعضى امور طلب داشته مقرر [ گ 36 ب ] داشتند كه سوندوك بيگ قورچى باشى او را به قلعهء قهقهه برد . نوزده سال و شش ماه و يك روز در قلعه اقامت داشت . بعد از قضيهء شاه جنت مكان به سعى پرى « 1 » خان خانم و خلفا روملو از [ قلعه ] بيرون آمده از راه دار الإرشاد اردبيل روانهء قزوين شده در منزل خلفا نزول نموده و در همان اوقات علامتى از ذوات الاذناب ظاهر شده ، چون از علم نجوم بهرهء وافر داشت از ظهور آن علامت استدلال بر عدم ثبات عمر و دولت خود مىنمود و بعد از استقلال در امر سلطنت اكثر شاهزادگان را سوى نوّاب سكندرشان و اولاد عظام كه حكم بر قتل ايشان نيز نموده بود و مجال نيافت از برادران و بنى اعمام سالك راه عدم گردانيد و حورى خان خانم را معزول العمل ساخته [ حسينقلى ] خلفا را از آن امر معزول و قورچى باشى قورچيان مشهد مقدّس ساخته ، كس تعيين نمود كه در حين ورود دامغان ، جهان بين او را از حليهء نور عارى گردانيدند و اكثر امراء استاجلو را از مرتبه ساقط گردانيده بعضى را معزول ساخت و حكم به قتل صوفيان فرموده در روز قتل شاهزادگان پانصد نفر از آن جماعت به قتل آمد و طرح عمارت عظيم در
هامش
( 1 ) . متن : حورى ؛ در كتابهاى ديگر از جمله احسن التواريخ پرى خان خانم آمده است .