تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
قاپوچىباشى خواندگار در حين آمدن سلطان بايزيد آمده بعد از ايشان الياس بيگ كه از معتبران بود آمده سوقات بىاندازه كه قيمت آن پنجاه هزار تومان مىشد آورده نوّاب جنت مكان آن وجه را بر شاهزادگان و امرا قسمت نموده حصه‌اى جهت ولاة تركستان و اورگنج فرستاد . ديگر محمد خان كه در سنهء خمس و سبعين و تسعمائه از جانب سلطان سليم ولد سلطان سليمان كه جلوس نموده بود آمد . ديگر على آقا كه به جهت عذر مقتول شدن سيد معصوم بيگ صفوى كه به حج رفته اعراب او را با ولد او مقتول ساخته بودند آمده . پادشاهان [ گ 31 ب ] تركستان و اورگنج و دكن ، مكرر ايلچيان آمد شد مىنمودند و از جانب پادشاهان فرنگ نيز ايلچيان مىآمدند .

وقايع غريبهء زمان نوّاب جنت مكان

اول زلزله است . در ستّ و خمسين و تسعمائه در قاين شده مولانا باقى ، قاضى قاين كه از نجوم كمال اطلاع داشت در شبى كه زلزله واقع مىشد حكم به وقوع آن نموده مردم را به خروج از منازل امر نموده خود نيز بيرون رفته بود . چون شب بسيار سرد بود و تا نيمى از شب گذشته زلزله نشده بود به تكلّف متعلقان به منزل رجوع نموده در آن زلزله راه عدم پيموده بود . ديگر در ثمانين و تسعمائه آتشى در جنب قطب شمالى به هم رسيده تا هفت ماه باقى بود و خاكستر فرو مىريخت و در آن ايام طاعون نيز در بعضى بلاد به هم رسيد . ديگر در محال قاين خراسان دانه‌اى شبيه به دانهء گندم باريد كه مردم از آن نان پخته خوردند .

وقايع متنوعه

جمعى از قلندران اسناد مهدويت به آن حضرت نموده در اين امر اصرار داشتند و بالاخره به سياست رسيدند . ديگر اجامرهء تبريز سر به شورش برآورده بودند . داروغه را معزول العمل ساخته بازارها برچيده شد تا آنكه سهراب بيگ ولد خليفه انصار به سياست ايشان مأمور گشته دويست نفر از ايشان را قصاص نموده آن فتنه فرو نشست .