تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
نمود كه اگر امرى روى نمايد بر تخت سلطنت جلوس نمايد . و بعد از وقوع آن قضيه دروب دولتخانه را بسته فدويان او را از دخول مانع آمدند و پرى خان خانم صبيهء نوّاب جنت مكان كه صاحب مشورت و اختيار خاتون حرم و اسماعيل ميرزايى بود پاى برادر را [ به ] تهنيت پادشاهى بوسيده شروع به عذرخواهى نمود و استدعا كرد كه مرخص شود كه به منزل خود رفته اسماعيل ميرزائيان را كه از رأى و رويّت او بيرون نبودند از آن اراده متقاعد گرداند و رخصت يافته بدين حيله خود را به منزل خود رسانيد و جمعى از قورچيان را برانگيخت كه سلطان حيدر را مقتول سازند و سلطان حيدريان و ساير جماعت استاجلو اراده داشتند كه [ به ] هيأت اجتماعى [ گ 32 ب ] به در خانه آمدند ، سلطان حيدر را بيرون آورده و از بيم آنكه مبادا قورچيان مستحفظ دولتخانه او را ضايع كنند تأملى داشتند و در اين وقت خلفا شخصى را مخفى سوار كرده تعليم نمود كه به استعجال آمده خبر ورود اسماعيل ميرزا را آورده بدين تدبير آن روز حركت استاجلو به تعويق افتاد و بعد از ظهور كذب ايشان استاجلويان آهنگ دولتخانه نموده در را بسته يافتند ، به نجق شكسته ، شاه حيدر گويان داخل گشتند . قضا را قورچيانى را كه مأمور به قتل سلطان حيدر بودند از در ديگر كه مستحفظان جهت ايشان گشوده بودند زودتر داخل شده به تفحص سلطان حيدر مشغول گشتند و او لباس زنان در بر كرده خواست به اين وسيله بيرون رود . يكى از ايشان او را شناخته فىالحال به قتلش مبادرت نمودند . در حينى كه استاجلويان نزديك رسيده بودند سر او را در ميان ايشان انداخت فرياد برآوردند كه اين سر پادشاه است بدين علت دست و دل ايشان از كار رفته متفرق شدند و هريك به طرفى فرار نمودند . خلفا در نهايت استقلال بر مسند امر و نهى نشسته كس به طلب اسماعيل ميرزا فرستاد و اسماعيل ميرزا از قلعه برآمده از راه اردبيل متوجه قزوين شد . شاهزادگان و امرا استقبال نموده ، احراز خدمت نمودند و بعد از ورود قزوين ، تا خوب شدن ساعت كه خود تعيين نموده در منزل خلفا نزول نمود .