تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
قزلباش و ماندگى اسبان ايشان با جمعى پيدا شده تا شب جنگ نمودند و روز ديگر آثار عجز از جبههء خود مشاهده نموده روانهء اورگنج شد . غازيان تا اترك تعاقب نموده شاه على خليفه در اثناء راه به قولنج فوت شد و قزلباش به تاخت و تاراج پراكنده شده على سلطان والى اورگنج و آبا در اين اثنا رسيدند و بدر خان با سپاه نصرت پناه به مدافعه مقتول شد . على سلطان بعد از وقوف از جمعيت قزلباش خندقى بر اطراف خود كنده جماعت قزلباش به محاصرهء او مشغول گرديده ، در اين اثنا آبا در پشت لشكر با فوجى به تاخت آمده قزلباش شكست يافت و جمعى كثير خود را [ به سلامت به دامغان رسانيدند ] ؛ « 1 » و در اين فتور ابراهيم خان و رستم خان مقتول گرديدند « 2 » . بدر خان و يادگار محمد خان [ گ 30 ب ] دستگير شدند و اوزبكان با غنايم بسيار معاودت نمودند . آبا دختر خواجه محمد ولد خواجه مظفر بيتكچى را به عنف خواستگارى نمود و بالاخره « 3 » آن دختر يكى از ملازمان را مأمور داشت كه سر آبا را در وقت خواب بريده آن زن با ملازمان روانهء استرآباد شد و سر آن شوريده را در قزوين به نظر اشرف رسانيدند و على سلطان نيز در همان ايام به تاريخ سنهء ثلث و سبعين و تسعمائه به عالم عقبى شتافت و نوّاب جنت مكان حكومت اورگنج را به حاجى محمد خان مشهور به حاجم خان عطا فرموده و او لوازم اطاعت به تقديم رسانيده در سنهء ثلث و ثمانين و تسعمائه محمد قلى سلطان پسرش را كه هنوز به حدّ بلوغ نرسيده بود به درگاه معلّى فرستاد .

شرح لشكر فرستادن بر سر خان احمد

خان محمد والى گيلان به ازاى حقوق آبا ، از سلاطين اين دودمان كمال التفات ديده به رتبهء مصاهرت سرافراز شده بود و در سالى كه سلطان سليمان خواندگار آهنگ ديار عجم نمود سلطان مظفر والى رشت با آنكه او نيز به رتبهء مصاهرت اين دودمان سرافراز بود تا اوجان تبريز استقبال خواندگار نمود و بعد از مراجعت
هامش
( 1 ) . متن : پاك شده است ، از كتاب احسن التواريخ ص 518 تكميل شد . ( 2 ) . متن : گرديد ( 3 ) . باالاخره