القاص ميرزا متوجه فارس و در اثناء راه ، ايزدخواست را قتل نمود و در شيراز كارى نساخته از راه شولستان به شوشتر رفت و از شوشتر مأيوس گشته روانهء دزفول شد و از آنجا نيز مأيوس شده روانهء بغداد گرديد و در سنهء ست و خمسين و تسعمائه ، خواندگار كس به طلب او فرستاد و او از رفتن امتناع نموده ، فرزندان بهرام ميرزا را به پايهء سرير معلّى ارسال داشت و خواندگار لشكرى به دفع او تعيين نموده القاص ميرزا مضطربوار خود را به الكاى اردلان رسانيد . شاه جنت مكان بهرام ميرزا و شاه قلى خليفه و ابراهيم خان ذو القدر را با بيست هزار سوار بر سر او فرستاد و ايشان در حدود مريوان به او رسيده او را منهزم گردانيدند و او نزد سرخاب اردلان رفته حكم همايون در باب سپردن او به وكلاى ديوان صادر شد و حسب التماس القاص ميرزا ، شاه نعمت اللّه يزدى كه شوهر خواهر او بود [ گ 25 آ ] روانهء آن حدود شده ، او را به درگاه معلّى آورد و شاه جنت مكان با وجود آن تقصيرات بر او ابقاء نموده او را با احمد سلطان پسرش به قلعهء قهقهه فرستاد و در ثانى الحال سام ميرزا را نيز با پسرش به آن قلعه فرستاده عمر هر چهار در آن قلعه سپرى شد .
آمدن سلطان سليمان مرتبهء چهارم
بعد از آنكه چند سال سلطان سليمان از آمدن ديار عجم تقاعد نموده به غزاى فرنگ و شاه جنت مكان به غزاى گرجستان مشغول بودند و در ميانه ، ايلچيان آمد و شد نموده ، رعايا و برايا مرفّه الحال روزگار مىگذرانيدند . خواندگار به اغواى اسكندر پاشا حاكم ارض روم متوجه ديار عجم شده شاه جنت مكان اسماعيل ميرزا را با امراى عظام بر سر اسكندر پاشا فرستاد . در حوالى ارض روم تلاقى فريقين روى نموده و مهم به قتال انجاميد و اسكندر پاشا مغلوب گشته جمعى كثير از روميان به آب تيغ غازيان ، غريق بحر فنا گشتند و شاهزاده اسماعيل ميرزا مظفر و منصور بازگرديده ، در حينى كه شاه جنت مكان قلعهء اخلاط را گرفته روانهء ارجيش بود به اردوى همايون ملحق شد و شاه جنت مكان به پاى ارجيش آمده چهار ماه آن قلعه را محصور ساخته بالاخره به دست آورده به دستور اخلاط خراب نمود و از آنجا روانهء