ذكر آمدن سلطان سليمان مرتبهء سيوم به ديار عجم
القاص ميرزاى برادر شاه جنت مكان كه اعزّ اخوان و از جانب شاه جنت مكان به رتبهء شروان شاهى و حكومت شروان سرافراز بود باد پندار به دماغ راه داده در حينى كه رايات منصور متوجه غزاى گرجستان بود ، طريق عصيان پيموده ، سكّه و خطبه به اسم خود نمود . شاه جنت مكان ابراهيم خان ذو القدر و گوگجه سلطان قاجار و شاهويردى سلطان زياد اوغلى را با جمعى از غازيان به تنبيه او نامزد فرمود .
القاص ميرزا در آن وقت به غزاى چمكس رفته بود اين خبر را شنيده مراجعت نموده ، دو نوبت با امرا مقابله نموده مغلوب گرديد و رايات منصور نيز متوجه شروان گرديده ، القاص ميرزا فرار اختيار نموده نزد شمخال و از آنجا به كفه رفته و از كفه نزد خواندگار رفت و شاه جنت مكان شروان را به اسماعيل ميرزا عنايت نمود .
القاص ميرزا به سخنان كازبه كه قزلباش تمامى او را مىخواهند خواندگار را از راه برد در شهور سنهء خمس و خمسين و تسعمائه با لشكر انبوه متوجه ديار عجم شد و شاه جنت مكان نيز شنب غازان تبريز را معسكر همايون [ گ 24 آ ] گردانيده لشكرى را به احراق محصولات شوارع خواندگار و تخريب آن ديار مأمور ساخت و قنوات تبريز را انباشتند از امراى عظام عبد اللّه خان شاملو را به اتفاق بدر خان استاجلو و حسين خان سلطان روملو [ و ] زياد اوغلى و شاه ويردى سلطان و غيرهم منقلاى سپاه منصور گردانيده به طرف مرند فرستاد و رايات منصور متوجه ييلاق اشكنبر گرديد .
خواندگار روم اولمه را با گروهى انبوه به محاصرهء وان فرستاده ، القاص ميرزا را با چهل هزار كس بر سر امراى منقلاى به مرند فرستاد و خود با بقيهء سپاه به جانب تبريز در حركت آمد . القاص ميرزا با آن گروه به مرند رسيد مكررا با سپاه منقلاى زد و خورد كرده در تبريز به خواندگار ملحق شدند و امرا نيز در ييلاق اشكنبر به اردوى معلّى پيوستند . خواندگار چهار روز در تبريز توقف نمود [ سپس ] روانهء وان شده به محاصره اشتغال نمود . شاه على سلطان حسنى كوتوال وان ، قلعه را تسليم نموده ، خواندگار رستم پاشا را در وان گذاشته ، قلعهء قارص را تعمير نموده ، [ عثمان ] چلبى ،