تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
برادرزادهء خود فرستاده سلطان مراد از بيم سطوت او گريزان شده پناه به خاقان سليمان‌شان آورد و در حين ورود ارزنجان ، نور على خليفه اعانت او نموده با فوج روم كه تعاقب او نموده بودند جنگ كرده سنان پاشا را با جمعى كثير مقتول ساخته آن گروه را پراكنده گردانيد و بدين جهت و به جهات ديگر كه يكى از آن خواستن قلعه كماخ بود ، آتش وحشت فيما بين آن دو پادشاه بالا گرفته در حينى كه رايات منصور در همدان بود خبر آمدن سلطان سليم به عرض رسيد و خاقان سليمان‌شان استقبال نموده در موضع چالدران تلاقى فريقين روى نموده از هر دو طرف صفوف قتال آراسته شد . خاقان سليمان‌شان خان محمد حاكم ديار بكر را چرخچى و ساروپيره قورچى باشى استاجلو رفيق او شد و دورميش خان شاملو و نورعلى خليفه روملو و خلفا بيگ و حسين بيگ لله و خليل سلطان ذو القدر را در دست راست و مراد استاجلو پسران بابا الياس چاوشلو را با جمعى در دست چپ قرار داده ، قول به عزّ وجود همايون آراستگى يافت . سيد محمد كمونه كه در سلك امرا منتظم بود و مير عبد الباقى وزير و مير سيد شريف صدر با آن حضرت در قول بودند دلاوران پاى جرأت پيش گذاشته ، آتش حرب مشتعل شد و اعليحضرت خاقان سليمان‌شان بنفسه متوجه محاربه شده با يقوچ اغلى را به ضرب تيغ از پاى درآورده تا پاى عرابهء روميان رفته لشكر منصور سيصد نفر از روميان را در پشت عرابه مقتول ساختند و محمد خان استاجلو به ضرب توپ از پاى درآمد و جمعى از استاجلويان به ضرب توپ و تفنگ از پاى درآمدند . امير سيد محمد كمونه و ميرعبد الباقى و مير سيد شريف در قول شربت شهادت چشيدند . خاقان سليمان [ گ 16 آ ] شان بالضروره مراجعت نموده اسب آن حضرت اثناى راه به سياه آبى فرو رفته خضر آقاى استاجلو اسب خود را به آن حضرت داده سوار شده بيرون آمدند و خود ، اسب آن حضرت را بيرون آورده از عقب روانه شده ، در درجزين به ملازمت رسيده نوازش يافت . سلطانعلى ميرزاى افشار به دست روميان افتاده او را تصور خاقان سليمان‌شان نموده نزد سلطان سليم بردند و او اظهار نام خود كرده مقبول شد و آن حضرت با جمعى از امرا به درجزين آمدند كه لشكر منصور را جمع نموده ، جبران
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 37 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق