تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
و در كارهاى بزرگ از رأى او استعانه ميجست و بشور او حل غوامض امور سياسيه مينمود و بواسطه تدابير صائبه و آراء مستقيمهء سيد نزديك بود مملكت افغانستان براى امير محمد اعظم خان تصفيه شود بدبختانه سوءظن امير مشار اليه برآنش داشت كه غالبى از اقارب و خويشان خود را كه كارزار نموده بودند از اطراف خود پراكنده نمود و پسران خود را كه جوانان حديث السن كه بىتجربه و بىتدبير بودند بر مملكت گماشت و زمام امور بدست آنها سپرد و بالاخره امارت و رياست بر سر اين كار نهاد چنان كه يكى از پسرانش كه حاكم قندهار بود به خيال اينكه اظهار زبردستى نمايد و نزد پدر و ساير برادران برترى يابد جنگ با عموى خود امير شير على خان را كه آنوقت جز هرات جائى را مالك نبود تصميم عزم كرد و به قصد فتح هرات بالشگرى بدانسوى ركضت نمود پس از تلاقى فئتين جوانى و غرور بر آنش داشت كه بر لشگر هرات حمله آورد پس با دويست نفر بر آنها حمله‌ور و صفوف آنها را از هم شكافت و از اين حمله جسورانه رعب غريبى در دل هراتيان انداخت و نزديك بود كه هزيمت شوند ناگاه يعقوب خان سردار لشگر شير على خان بريكه تازى و انقطاع او از لشگر خود آگاهى يافت و تنهائيش را غنيمت شمرده بر او حمله آورد و در ميدان جنگ اسيرش گرفت پس از گرفتارى او لشكر قندهار شكست خورده و بهزيمت رفتند اين فتح ناگهانى بر قوّت قلب و اميدوارى شير عليخان افزود و بر قندهار غلبه آورده آنجا را مسخر نمود پس از فتح قندهار دوباره آتش جنگ ميان شير عليخان و محمد اعظم خان درگرفت دولت انگليس نيز بحمايت شير على خان برخواست و به پول فراوان او را كمك نمود تا اينكه وجوه اعيان و عمّال و سران سپاه محمد اعظم خان را روى دل با خود كرد و آنها بطمع مال نقض عهد نموده روى از محمد اعظم خان گردانيدند و با شير على خان همدست شدند و پس از جنگهاى سخت شير عليخان بر مملكت استيلا يافت و محمد اعظم خان را هزيمت داد مشار اليه بمملكت ايران فرار نمود و در نيشابور وفات يافت در اينحال شير عليخان با سابقه معاداتى كه با سيد جمال الدين براى معاضدت او از محمد اعظم خان داشت ابدا متعرض او نشد و نظر بمقام سيادت و احترام خانوادگى و خوف انزجار و شورش مردم صورة با مشار اليه باحترام سلوك مينمود ولى كينه او در دل داشت و بعذر و حيله ميخواست از او انتقام كشد بنابراين سيد مصلحت خود را در مهاجرت و ترك وطن ديده عزيمت مسافرت بسوى مكه معظمه نمود از امير شير على خان اجازه حج خواست مشار اليه هم رخصت داد به شرط اينكه از بلاد ايران مرور ننمايد چه در آنزمان هنوز محمد اعظم خان وفات نيافته بود و شير عليخان از ملاقات سيد با او وحشت و مضايقت داشت پس سيد سنه ( 1285 ) هجرى مطابق 1869 ميلادى از طريق هندوستان به طرف مكه مشرفه روانه گرديد و اين مسافرت بعد از سه ماه شكست و هزيمت محمد اعظم خان بود . پس از ورود به خاك هندوستان فرمانفرماى هند ورود سيد را با نهايت مهربانى و احترام پذيرفت و او را با حسن قبول استقبال نمود ولى به طول اقامت در آنجا اجازت نيافت و معاشرت با علماء را بدون مراقبت و نظارت حكومتى نائل نگرديد توقفش در هندوستان يك ماه بيشتر طول نكشيد پس حكومت هند مشار اليه را با يكى از كشتيهاى خود از سواحل هند بمملكت سوئيس حركت داد و از آنجا بمصر انتقال نمود و مدت چهل روز در مصر توقف داشت و بيشتر ايام در جامع از هر آمد و شد داشت و غالب طلاب سوريه با او ابواب مراودت و معاشرت گشودند و در نزد آنها مقبوليتى بكمال حاصل نمود و بنابر خواهش