تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و توهين وزير اكرم مر سيد جمال الدين قزوينى را و اهانت حاكم سبزوار بيكى از اهل منبر بهيجان آمده واقعه وزير اكرم حاكم قزوين به سيد جمال الدين چون اهميتى نداشت لذا از تفصيل آن صرف‌نظر نموديم و لكن اين‌قدر شد كه منضم بواقعهء كرمان شده كاشف از خيالات عين الدوله گرديد اين بود كه تهييج علماء روزبروز در تزايد بود همين‌قدر مردم منتظر بهانه يا اذنى از طرف علماء بودند كه دكاكين را ببندند بلكه گفتگوى جهادى هم در السنه و افواه عوام افتاده بود اگرچه معلوم بود كه مأخذى ندارد لكن موجب هرج و مرج گرديده مردم در خيال يك بلوائى بزرگ بودند دانشمندان و اجزاء انجمن مخفى هم اين ايام بخدمات مرجوعهء خود كاملا اشتغال داشتند چند مسئله در مجالس و محافل مطرح بود يكى كردار مسيو نوز دويم واقعهء كرمان سويم واقعه قزوين و اهانت وزير اكرم چهارم كيفيت سبزوار پنجم ظلم شعاع السلطنه در فارس ششم حركات ظالمانه ابناى
شرح
اين مطلب بود اساس مسلمانى بر اين مطلب مبتنى و در فصل دوم متمم قانون اساسى هم كه سابقا امضا نموديم ملزوم عدم مخالفت قوانين موضوعه با احكام شرعيه را تصريح و كاملا اين معنى رعايت شده و اميدواريم كه انشاء اللّه تعالى عموم ملت هم در انتخاب مبعوثان از مردمان صحيح و كامل و كسانى كه بمعاشرت كامله عدم خيانت ايشان بدين و دولت و مملكت و ملت معلوم شده باشد بذل مراقبت نموده و خواهند نمود و مبعوثان عظام هم حق امانت‌دارى را كما ينبغى ادا و سر موئى خيانت به هيچ كدام را البته روا نخواهند و بعون اللّه تعالى و حسن تأييد همچنانكه مشروطيت و آزادى ساير دول و ملل عالم بر مذهب رسميهء آن ممالك استوار است همين‌طور در ايران هم براساس مذهب جعفرى على مشيّده السلام كاملا استوار و مصون از خلل و پايدار خواهد بود و هيچ صاحب غرض فاسد و مفسدى متمكن نخواهد بود كه خداى نخواسته خودى بميان اندازد و بر خلاف قوانين و احكام مذهب جعفرى حكم قانون جعل و زندقه و بدعتى احداث و قانون اساسى و اصل مشروطيت ايرانرا نقض و استبدادى ملعون ديگر بمراتب اشنع از اول برپا نمايد . و البته اسلام پرستان مملكت و سرداران عظام ملت ايدهم اللّه تعالى كه جانهاى خود را در طريق اين مقصد بزرگ اسلامى فدا نموده‌اند كاملا مراقب و هرگز چنين استبداد ملعونى را تن درنخواهند داد انشاء اللّه تعالى و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم ( الاحقر عبد اللّه المازندرانى ) ( الاحقر محمد كاظم الخراسانى ) غره ذيحجة الحرام 1327 نجف اشرف در مطبعهء مباركه علوى طبع گرديد . تمام سواد مرقومات باسواد لايحه مطابق است با اصول كريمهء آنها . حرره الاحقر محمد الواعظ مؤلف آنچه از حالات جناب حاج شيخ محمد واعظ بدست آورده در اين تاريخ خود درج نموده و همين قدر گوئيم از زمانيكه جناب معزى اليه داخل در حوزه مشروطيت شده الى كنون منافى مشروطيت چيزى از ايشان مشاهده نشده تا اين زمان كه سال 1328 مىباشد صحيح و سالم و با نهايت شرف و افتخار و احترام باقى مانده است نه مطالبهء اجر زحماتش نمود و نه رياست ادارهء را به خود جلب كرد . نه اسباب‌چينى براى وكالت پارلمان كرد . چنانچه در اكثرى ديديم و در تاريخ هم درج نموديم بلكه اين واعظ محترم در اين ايام هم كه
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 268 | ناظم الاسلام كرمانى