اين اتفاق و اين واقعه موجب قوت و باعث بيدارى ملت گرديد دانشمندان اميدوار شدند .
آقا سيد جمال الدين واعظ اصفهانى كه تازه از اصفهان آمده و در مسجد شاه و جماعت ميرزا ابو القاسم امام جمعه موعظه مىكند اين هيجان ملى را تمجيد كرده و روى مردم را به طرف علماء ميگرداند .
اين اقدام و هيجان ملى را حضور اعليحضرت مظفر الدين شاه عرض كردند شاه فرمود كه خسارت بانك را بدهند و زمين را به حال خود واگذارند .
زمانيكه آقاى طباطبائى اعليحضرت شاه را ملاقات نمود شاه منباب گله فرمود ( چرا در واقعه خرابى عمارت بانك به من اطلاع نداده و اصلاح و علاج اين كار را نخواستيد ) .
آقاى طباطبائى در جواب فرمود اين مشير الدوله وزير امور خارجه و اين مشير السلطنه وزير داخله هردو حاضر و شاهد هستند كه بهردو اطلاع داديم و مفاسد و معايب بناء اين عمارت را نوشتيم و الان جوابى
شرح
وظيفه و تعرض امور لا يعنى و جسارت بهتك نواميس الهيه عزّ اسمه و تجاوز از حدود شرعيه و تعرض بمحترمين مملكت و هتك ارباب شرف و نسبت استبداد بمردم دادن و دستى مستبد تراشيدن را كه در دورهء سابقه باب الابواب فساد و افساد بود بهيچوجه روا و جايز ندارند و وظيفهء خود را وصل كردن بدانند نه فصل نمودن و لازم است اصل نسبت ملعونهء استبداد را تمام مسلمانان به كلى متروك و دو دستگى را از ميان بردارند و انشاء اللّه تعالى اولياى امور و خاصه وزارت جليلهء معارف در تهذيب ارباب جرائد و ناطقين از اشخاص جاهل و بيمبالاث در دين چنانچه بايد و شايد مراقبت خواهند نمود و تصدى بعضى اشخاص را كه بتجربت حالشان معلوم و از جهالت و يا عدم ديانت چه مزخرفات و هفوات گفته و نوشته و تخم نفاق در قلوب مسلمانان كاشته و سادهلوحان را به گمان آنكه اساس مشروطيت اين گونه امور را مقتضى است منحرف ساختند به كلى از وظائف منيعه رفيعه ممنوع خواهند داشت انشاء اللّه تعالى و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . ( الاحقر عبد اللّه المازندرانى ) ( الاحقر الجانى محمد كاظم الخراسانى )