تا شب جمعه مشغول مذاكره و در اين سئوال و جواب بودند شب جمعه عزم جزم كرد از شهر كرمان بارض اقدس مشهد مقدس مهاجرت كند اين خبر در شهر منتشر گرديد صبح جمعه از هر محله مردم گروه گروه مجتمع شدند و قصدشان اين بود كه مانع از رفتن و مهاجرت آقا بشوند چنان كه مدتى قبل از ورود ظفر السلطنه در ايام ايالت ركن الدوله به همين انديشه تا خارج شهر رفتند مردم كرمان از مرد و زن بزرگ عاقل و باقل عالم و جاهل جمع شده كه جنابش را از رفتن منصرف نمايند پس از اصرار فرمود من صبحى در زيارت جامعه كه توجّهم به حضرت ثامن الائمه بود به اين فقره زيارت كه رسيدم : ( من آتيكم فقد نجى و من لم يأتكم فقد هلك ) بدلم اثر كرده كه اگر به ظاهر هم نروم هلاكتى براى من است آخر الامر بنا را بر استخاره گذارده و بكلام اللّه المجيد تفأل زدند اين آيهء مباركه آمد
( مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً )
عزم جزم بر تشرف شد لذا بعنوان نقل مكان سوار شده كه بخارج دروازه نقل مكان كند كه يك دفعه اين عوام كرمان كه افزون از ده هزار بودند بهيجان آمده سركار آقا را روى دست به طرف شهر برگردانيدند .
بارى ازدحام امروز به همين جهة و نيت بود مفسدين نزد ظفر السلطنه جلوه دادند كه اين جمعيت و ازدحام براى جنك و فرار دادن شما است و محرك اين كار ركن الدوله است كه جمعى را در اينشهر دستور العمل داده كه فتنه كنند و شما را نيز فرارى نمايد تا تنها بدنامى خود نبرده باشد و شريك داشته باشد از آن جمله ناظم التجار است كه چند روز قبل كه روز قبل از اينواقعه از بدرقهء ركن الدوله مراجعت كرده ( گويا بىحقيقت هم نبود چون سابقا در مقام مشاورت ركن الدوله به او گفته بود كه اگر ميخواهيد حكومت كنيد با حاج ميرزا محمد رضا به خوبى سلوك نمائيد ) .
اين اخبار مهيج ظفر السلطنه شد لكن حوصله ميكرد و دست به كار نميزد اعدل الدوله و عين الملك برادران ركن الدوله ساعى بودند ( كه سرباز و سوار بفرست بگير و ببند عنقريب است كه بايد باسب
شرح
توطن طهران جوهر نفس قدسى خود را بذل در ابلاغ از احكام دين حضرت سيد المرسلين و تنبيه غافلين و تحريص مسلمين به پوشيدن لباس و منسوجات ايرانيين و در معابد و مساجد معظمه و محافل مكرمه در كمال آزادى و حريت از امر بمعروف و نهى از منكر تغافل نورزيده و طورى محبوبيت بين خواص و عوام پيدا نموده كه انذار و ابشار و پند و اندرز و امر و نهى و آنچه از آن ناحيه صادر مىشد معمول و مطاع در موقع اجرا ميگذاردند چنانچه اگر توجه قلوب ملت را بخواهند به ميزان بسنجيد از اينفقره معلوم ميگردد كه در اواخر شهر رمضان هزار و سيصد و بيست و سه بر منبر مسجد مرحوم حجة الاسلام و المسلمين الحاج ميرزا محمد حسن آشتيانى طاب ثراه بجهة قرب جوار فرمودند كيفيت خلاف شرع بودن عمارت كردن در گورستان مسلمين و نبش قبور مؤمنين و نقل ابدان و خورد كردن استخوان و تصرف در اراضى موقوفه و تأسيس اساس بانك استقراضى روسى در اين محوطه و ترويج خارجه و تشييد كسب ربا و تضعيف داخله و اعانت باثم و نصرت كفر به اين رسم و اسم بيان نمودند با وجوديكه طريق ممانعت آنعمارت را بعرض عريضه حضور اعليحضرت مرحوم مظفر الدين شاه زيد غفرانه موكول داشته و ضمنا اصلاح اين امر خطير را از حضرتش استدعا نمايند و ملت به خودى خود اقدام در انهدام آن بنا ننمايند تا تشكيل فساد و توليد فتنه و افساد نشود