تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
معلّى ابن خنيس و شيخ رجب برسى را غالى ميدانستند و اخباريكه از ايشان روايت شده بود همه را طرح ميكردند تا زمانيكه دورهء علميه به مير داماد و ملا صدرا و شيخ احمد احسائى رسيد اين بزرگواران زحمتها كشيدند رساله‌ها نوشتند ولايت را با امامت مستلزم دانستند و مدلل نمودند كه آنچه را كه قميين طرح كرده بودند و منكر شده بودند از قبيل معجزات و كرامات و خوارق عادات و اخبار از مغيّبات همه صحيح بوده پس امروزه يك بابى از علم بر روى ما مفتوح شده كه ميتوانيم همه قسم از آن استفاده كنيم . مثلا در مسئلهء شيخ رجب برسى و خطبه‌هائيكه از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده و ما امروز منطبق ميكنيم آنها را با زمان خودمان مىبينيم كه تمام آنها از مصدر ولايت صادر شده است از آن جمله خطبهء زوراء است و در آن خطبه شرح حال امروزهء مصريها و تصرّفات انگليس در مملكت مصر و ظهور متمهدى سودانى را كما هو حقه بيان ميفرمايد صورت اين خطبه در كتابخانهء حاج ميرزا ابو طالب زنجانى به خط قديم موجود است هركس بخواهد ميتواند به آنجا رجوع نمايد . و ديگرى خطبهء طتبخيّه است كه بعض فقرات آن راجع بايران است مثلا در آخر اين خطبه ميفرمايد . ( حتى اذا طالت الشدائد فى دولة الخصيان و ملكة الصبيان و النسوان فعند ذلك ترتج الاقطار بالدعاة الى كلّ باطل الاويل لمداينكم و امصاركم من طغاة يظهرون فيغيّرون و يبدّلون فعند ذلك توقّعوا حلول الفرج الاعظم ) . ما حصل معنى آنست كه چه بسيار رنجها و سختيها از دولت خواجه بشما روى دهد ( مراد از خصيان خواجه است و آن منطبق است بر آقا محمد خان كه تشكيل سلطنت قاجاريه را كرد ) در زمان پادشاهى كه اين دو علامت « 1 » در او باشد . در اين هنگام واى به حال شما . واى به حال شهرهاى شما از طاغيانى كه ظاهر ميشوند تغييرها بدهند تبديلها بكنند پس در اين هنگام فرج بزرك را منتظر باشيد و بدانيد كه زمان ذلت شما بسر آمده و روزگار خوشبختى رسيده است . حالا تصور كنيد ببينيد آيا روزگارى بدتر از اين مىشود ، آيا زمانى سخت‌تر از اين مىشود ، كدام بدبختى است كه امروزه ما نداريم ، اين وضع نانست كه مىبينيد روزى هزار تومان از نانواخانه‌ها ميگيرند و در عوض نان مخلوط بخاكه نجارى بما ميدهند و ميگويند آرد حاج ترخان است نانى كه
شرح
و تاكنون چندين دفعه بطبع رسيده است . و نيز از تأليفات آن يگانه هنرمند است كتاب پزشكىنامه در علم تراپوتيك و علم ماتير مديكال كه آن هم بطبع رسيده و اطبا را لازم و واجب است . و از كارهاى بزرگ و تأليفات سترك آن دانشمند است كه اكنون قريب ده سال است كه در تدوين و ترتيب لغات فارسى مشغول و اكثر اوقات خود را مصروف اين خدمت نموده است كه در واقع ميتوان گفت مجلس آكادومى صحيح خانهء ناظم الاطباء است و تمام لغات فارسى و غير فارسى را كه امروز بين ايرانيان مستعمل است به ترتيب حروف تهجى مرتب و جمع و در چهار جلد مندرج كرده كه هر مجلد زياده از هشتاد هزار بيت كتابت دارد سه مجلد آن تمام و مجلد چهارم نزديك باتمام است .
هامش
( 1 ) مراد از اين دو علامت آنست كه هم به اطفال سركار داشته باشد هم با نسوان .