تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مشير الدوله ملقب گرديد پس از چند سال سفير كبير دولت ايران در اسلامبول و چند سال در عثمانى خدمات نمايان كرد . و در فن ديپلوماسى اول شخص ايران بود در سال ( 1287 ) كه ناصر الدين شاه بعتبات عاليات مشرف شد مشير الدوله براى پذيرائى از اسلامبول ببغداد آمد در سال ( 1288 ) بطهران احضار شد نخست بوزارت عدليه اعظم سربلند و مفتخر گرديد قوانين جديده در آن وزارت‌خانه برقرار داشت سبك الافرنگى را در ايران او مؤسس بود خيلى ميل داشت در اداره او ناسخ و منسوخ صادر نشود و هميشه پيرو قانون بود . سپس وزارت اوقاف و وظايف را ضميمه وزارت عدليه نمودند چون به خوبى از عهده مشاغل خود برآمد ابتداء او را سپهسالار اعظم و بعد صدر اعظم نمودند اگرچه ابتداء صدارت او مقارن با گرانى و قحطى سال ( 1288 ) شد و اين فقره شكستى به كار او وارد آورد مع ذلك كفايت و قابليت خود را ظاهر ساخت چون مقصود او ترويج معارف و وضع قانون بود و بدون همراهى شاه صورت نميگرفت خواست چشم و گوش ناصر الدين شاه را باز كند و ترقى دول مشروطه را برأى العين ببيند او را بسير و سياحت اروپا برد در غياب او درباريان علماء عظام طهران را ترسانيدند كه مشير الدوله ميخواهد وضع فرنگستانرا در ايران جارى كند و امتياز خط آهن را بانگليسها داده است لذا مرحوم حاجى ملا على و آقا سيد صالح عرب وعده ديگرى از علماء و غيرهم حكم بكفر مشير الدوله نمودند زمانيكه ناصر الدين شاه بسرحد ايران معاودت نمود در رشت لايحهء علماء به او رسيد كه مشير الدوله نبايد بايران بيايد و اگر بخواهيد او را بطهران بياوريد ما شما را به سمت پادشاهى نميشناسيم . ناصر الدين شاه از آوردن مشير الدوله خائف شده او را معزول نموده و در رشت بعنوان حكومت گذارده و خود بطهران آمد . و در سال ( 1291 ) از رشت بطهران احضار شد و او را وزير دول خارجه بعد از آن سپهسالارى اعظم را بر آن شغل خطير افزودند . اما مشير الدوله دانست كه حفظ مقام و مسند او بهمراهى با جماعتست لذا در مقام جلب قلوب و جذب ميل خواص برآمد نگارنده از مرحوم حاجى شيخ هادى نجم‌آبادى شنيد كه در يكى از ليالى محرم كه در خانهء مشير الدوله ذكر مصيبت و روضه بود مرحوم حاجى سيد صالح عرب شيشهء گلاب را بدست گرفته و بمستمعين گلاب مىداد و بمشير الدوله ميگفت ما بايد در اين مجلس خدمت كنيم كه منظور نظر امام زمان است . مجملا آنهائيكه مشير الدوله را تكفير مينمودند همه برگشتند بعضى هم او را تعديل كردند جز مرحوم حاجى ملا على كه اين شخص بزرگ از حكم خود نكول نكرد و آنچه مشير الدوله اصرار كرد يك مجلس با مرحوم حاجى ملاقات كند راضى نشد و اذن نداد حتى آنكه مشير الدوله براى مرحوم حاجى ملا على پيغام داد كه اذن بدهيد در حمام خدمت شما برسم آن مرحوم اذن نداد و با مشير الدوله تا زنده بود ملاقات نكرد . بارى ايستادگى مرحوم حاجى ملا على باعث شد كه باز مشير الدوله را از كار معزول نموده و بقزوين فرستادند در آنسال طغيان شيخ عبيد اللّه در نواحى آذربايجان شروع شد و خسارت بسيارى بايران وارد آمد
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 106 | ناظم الاسلام كرمانى