تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
امير كبير نادم و متأسف بودند وجود حاجى ميرزا حسينخان را مغتنم دانسته ابتداء او را سپهسالار اعظم و بعد صدر اعظم نمودند اگرچه ابتداء صدارت مشير الدوله مقارن و مصادف شد با گرانى بلكه قحطى سال ( 1288 ) و اين فقره شكستى به كار او آورد مع ذلك كفايت و قابليت عجيبى ظاهر ساخت و مخصوصا به قحطىزده‌گان از هرجهت كمكى بقاعده كرد . اما در امور دولتى دربارى با عظمت و هيئت وزارت‌خانه بسبك فرنگستان تشكيل داد و مواجب و مستمريّات را كه ترتيب و قاعدهء نداشت در تحت نظمى صحيح گذاشت و اسباب وصول و نظم آنها را فراهم آورد و در دفع تعدى حكام ولايات و عمال ديوانى و بستن دست ظلم و جور آنها زياده از حد ساعى شد و كار را پيش برد و راستى كه صاحبان اعمال بينهايت از او ملاحظه و ترس داشتند و جرئت خلاف و تخلف نميكردند رشوه و تعارف و طمع و توقع به كلى از ميان رفت مشير الدوله ميخواست كارهاى فرنك را در ايران معمول و متداول كند و نتايج عدل و داد يعنى آبادى و ترقيات حاصله از اين راه را بشاهنشاه شهيد نمايد و برأى العين ببينند و بدانند كه عدل و نظم درست در امور بلاد و رفاه عباد چه مىكند و مملكت را بكجا مىرساند پس بنابراين قصد و نيت استحكام روابط دولت ايران با دول متحابه متمدنه و مزيد اتحاد با ملل كاردان ترقى كرده اسباب سفر اروپا را فراهم آورد و شهريار سعيد ناصر الدين شاه را در سال هزار و دويست و نود بفرنك برد و بنابراين مساعى دولت ايران جزء دول ميشد و كار بالا ميگرفت و نزديك بود جبر سانحهء امير نظام بشود اما اتفاقا يا عادتا اين دفعه هم همان موانع پيش‌آمد يعنى در مراجعت از فرنك اشخاصيكه ملتفت محسنات كار مشير الدوله نبودند جدا عزل او را درخواست نمودند شاهنشاه را مجبور كردند كه حاجى ميرزا حسين خان را با كمال بىميلى از صدارت بيندازد شاهنشاه شهيد نور اللّه مضجعه بميل ايشان عمل كرده و رفع گفتگو شد . و اگرچه باز به زودى مشير الدوله را وزارت امور خارجه دادند و بعد از آن سپهسالارى اعظم را بر آن شغل خطير افزودند و در تقويت او همت گماشتند اما حاج ميرزا حسين خان دانست حفظ مقام و مسند او بهمراهى با جماعت است و از خيالات بلندى كه درباره مملكت داشت افتاد و شايد قصد او اين بود كه بمرور كارى بسازد چنان كه در سنهء ( 1295 ) باز بترغيب او شاهنشاه سعيد انار اللّه برهانه بار ديگر بفرنك رفتند ليكن مقدمات كلية بىنتيجه و حاصل ماند و علت اين وقايع غرض يا بىخبرى هرچه باشد ما در عالم توقف مانديم و از كياست و فراست و اطلاعات آن مرد كاردان بهرهء درستى نبرديم ( انتهى ) . در روزنامهء ايران مورخه شنبه 4 ذى القعدة الحرام ( 1289 ) چنين مينگارد :

دربار همايون

بارها بوسايل مختلفه به اطلاع مطالعه‌كنندگان روزنامهء ( ايران ) رسانيده‌ايم كه جناب مستطاب اشرف امجد ارفع صدر اعظم از روزيكه بمقام جليل صدارت عظمى نائل گشته همت خود را بالانحصار مصروف داشته‌اند براينكه اساس محكمى بر كليه امور دولت قرار دهند و قوانين ممدوحه كه معمول دول متمدنه و موجب ترقيات عظيمه است در دولت ايران وضع نمايند و نظر به اين نيت حسنه كه ناشى از كمال