اينكه فرمود :
« وَ أَخْرَجَ ضُحاها »
منظور پرتو خورشيد است بدليل
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها »
يعنى قسم به پرتو خورشيد . پس اشكالى ندارد كه به آن نسبت داده شود .
سورهء عبس
كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ
« 1 » سؤال 1080 : چرا خداوند در اينجا ضمير را مؤنث ولى در آيه بعد
« فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ »
ضمير را مذكر آورده است ؟
جواب : ضمير مؤنث براى آيات قرآن و يا سورههاى قرآن است . ولى ضمير مذكّر به قرآن برمىگردد . برخى گفتهاند : ضمير مذكّر به معناى تذكرة يعنى وعظ و تذكّر برمىگردد نه به لفظ آن .
سؤال 1081 :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
« 2 » روايت است كه عمر اين آيه را خواند و گفت : همه چيز را فهميديم مگر معناى اب را ، سپس گفت : اين به خدا قسم تكلّف است . اى عمر چه اشكال دارد كه معناى اب را ندانى . سپس گفت : آنچه را كه از قرآن روشن است تبعيت كنيد و آنچه كه روشن نيست آن را رها كنيد و اين نهى از تتبع در معانى قرآن و جستجو و بحث از مشكلات آن است . چرا عمر چنين دستورى را داده است ؟
جواب : ايرادى به اين مطلب وارد نيست . اصحاب توجه فراوانى به عمل داشتند و اشتغال به علمى را كه ربطى به عمل نداشت تكلف مىدانستند . پس منظور او اين بود كه اين آيه در مقام امتنان بر انسان به خاطر
هامش
( 1 ) . سورهء عبس ، آيهء 11 : هرگز ، براستى اين اندرزى است .
( 2 ) . سورهء عبس ، آيهء 31 : و ميوهها و علفها .