كه محب در اينجا به معناى شتر و عمد به معناى بيمارى در كوهان آن است و هركس كه چيزى را ترك كند و از انجام آن اجتناب ورزد قعود نموده است .
پس تأويل آيه اين است : انى قعدت عن ذكر ربى لحب الخير پس نصب حب بنا بر ( مفعول له ) بودن آن است .
وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي
« 1 » سؤال 853 : چگونه حضرت سليمان عليه السّلام از خداوند چنين درخواستى دارد درحالىكه اين درخواست شباهت به حسادت و بخل نسبت به نعمتهاى الهى بر بندگانش دارد و اگر به ديگران پس از سليمان اعطا شود به آن حضرت ضررى نمىرسد ؟
جواب : حسن و قتاده گفتهاند : مراد آن است كه كسى در زمان حياتش نتواند آن را از او سلب كند چنان كه شيطان انگشتر او را پوشيد و بر تخت او نشست .
جواب دوّم : خداى تعالى مىدانست كه هيچكس ديگر از بندگانش نمىتواند به مصالح حكومت قيام كند . پس حكمت او اقتضا مىكرد كه حكومت را مخصوص آن حضرت قرار بدهد و لذا به او الهام فرمود كه چنين درخواستى بنمايد .
جواب سوّم : قصد حضرت سليمان حكومت بزرگ و عظيم بود و لذا با اين تعبير قصد خود را مطرح نمود ، چنان كه به شخصى مىگوييم : ما ليس لا حد مثله من الفضل او من المال و منظور آن است كه فضل يا مال بزرگى دارد گرچه افراد ديگرى هم نظير او از نظر فضل و مال وجود داشته باشند .
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
« 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء ص ، آيهء 35 : و به من سلطنتى عطا كن كه به دست هيچكس بعد از من نيايد .
( 2 ) . سورهء ص ، آيهء 44 : او را شكيبا يافتيم .