دست خود را در گريبان مىنهد تا ترس او بر طرف گردد .
جواب سوّم : برخى گفتهاند : در اينجا منظور دست گذاردن حقيقى مراد نيست بلكه كنايه از تسكين و آرامش و تسلط بر اعصاب است .
ابو على گفته است : منظور ضمّ بين دو چيز نيست بلكه فرمان به عزم و اراده جدّى در انجام اوامر الهى است .
فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي
« 1 » سؤال 748 : چه فايدهاى در تصديق هارون عليه السّلام نسبت به نبوّت موسى عليه السّلام بوده است كه آن حضرت درخواست ارسال هارون عليه السّلام را به اين منظور نموده است ؟
جواب : منظور تصديق آن حضرت در ادعاى رسالت نبوده است چرا كه فرعونيان با دين آن همه معجزات آشكار موسى عليه السّلام را تصديق نمىكردند ، بلكه مراد آن بود كه هارون عليه السّلام براهين موسى عليه السّلام را تلخيص نموده و با بيان خودش آنها را مبسوطا به فرعونيان برساند و از ناحيه آن حضرت با آنها جدال احسن كند تا با اين كار موجبات تصديق او را فراهم گرداند . و لذا موسى عليه السّلام عرض كرد :
وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي
« 2 » پس موسى عليه السّلام به فصاحت زبان او نياز داشت نه تأييد زبانى او .
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
« 3 » سؤال 749 : با گفتن و ما كنت بجانب الغربى چه نيازى به گفتن و ما كنت من الشاهدين بود درحالىكه هر دو به يك معنايند ؟
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 33 : پس او را همراه من به عنوان دستيار بفرست تا مرا تصديق كند .
( 2 ) . سورهء قصص ، آيهء 33 : و برادرم هارون از من زبان فصيحترى دارد پس مرا تصديق كند .
( 3 ) . سورهء قصص ، آيهء 43 : و تو نبودى در سمت غربى وقتى كه ما به موسى عليه السّلام حكم داديم و تو از شاهدان نبودى .