هياطله جلو او را در آنجا گرفتند و بقشون فيروز تذكر دادند كه اگر جنگ كند قسمى كه شاه ايران سابقا خورده كه از منار تجاوز نكند آنها را خواهد گرفت از اين جهت نصفى از قشون فيروز از او جدا شدند و او با نصف ديگر جنگ كرد و در ميان كارزار كشته شد ( 483 ميلادى ) لازم است گفته شود كه شرح مذكور موافق روايات ايرانى است كه مورخين شرقى ضبط كردهاند « 1 » ولى بعضى از اين كيفيات متناقض و بيشتر بداستانسرائى شبيه است مثلا اگر فيروز در درهاى محصور بود چگونه ميتوانست پانصد زنجير فيل تهيه كند و اگر اين فيلها با او بودند چه شد كه خوشنواز آنها را بعد از محصور شدن فيروز نگرفت و ديگر اينكه اگر مدخل دره را قشون خوشنواز گرفته بود و دره مزبور مخرجى نداشت چطور فيروز به طرف بلخ رفت . مسئله ستون و غيره هم افسانه به نظر ميآيد . حقيقت امر بايد اينطور باشد كه فيروز از گرگان حمله به هياطله كرده و موفق نشده بعد خواسته عقبنشينى كند . در بيابان بىآب و علف تركمنستان امروزه راه را گم كرده ( يا مخصوصا بدانجا او را كشانيدهاند ) و وارد دره شده و در آنجا محصور گرديده بعد جنگ كرده و كشته شده است قضيه فرستادن كنيزكى براى خوشنواز بجاى دختر فيروز نيز نبايد صحيح باشد و از اين جهت اين روايت را جعل كردهاند كه براى ايرانيها ازدواج خان مردم وحشى هياطله با دختر شاه ايران گران بوده . فيروز ديوارى در گرگان از درياى خزر از طرف شمال رود گرگان كشيده كه در مقابل هياطله سدى باشد خرابههاى آن حالا موسوم به سدّ اسكندر است « 2 » در سلطنت فيروز ارمنستان شوريد و ساهاك نامى را به پادشاهى برگزيد جهت اين شورش تعصب مذهبى مأمورين ايرانى و ضديّت آنها با مذهب عيسوى بود .
ايبرىها هم بارامنه ملحق شدند و ليكن زرمهر سردار ايرانى در غياب فيروز
هامش
( 1 ) - من جمله طبرى است .
( 2 ) - سرپرسى سايكس مينويسد كه اين خرابهها را ديده ( تاريخ ايران جلد اول )