تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2768

مساهمون:

ص٢٧٦٨
خود يك ايران قوى گذاشت و چون عدالت پرور بود بر آبادى مملكت در زمان خود خيلى افزود . درباره او نوشته‌اند با وجود اينكه انواع بازيها را دوست ميداشته و بعيش و عشرت خيلى مايل بوده به كارهاى مملكتى نيز بموقع ميرسيده موافق روايات بهرام بعد از فتح خود نسبت به هياطله به هند رفت و پادشاه هند در ازاى جلوگيرى از هياطله كه براى هند هم بسيار خطرناك بوده مملكت سند و مكران را به بهرام واگذار كرد و بهرام دوازده هزار نفر نورى براى رامش‌گرى و خنياگرى « 1 » از هند بايران آورد . حقيقت اين روايات معلوم نيست و همينقدر مىرساند كه ما بين ايران و هند در اين زمان روابط زيادى بوده .

شانزدهم - يزدگرد دوم ( يزدگرت )

بعد از پدر به تخت نشست و حملات هياطله به ايالات شمال شرقى در ايران
هامش
( 1 ) - خنياگر را دارمس تتر مشتق از ( خوانك‌گر ) ميداند و در هرحال به معنى مغنّى يا خواننده است . رامش گر بمعنى سازنده است .