تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2766

مساهمون:

ص٢٧٦٦

جنگ با روم

جهت اين جنگ بطورى كه مورخين يونانى نوشته‌اند آزار مسيحيان مقيم ايران بود كه از بدرفتارى مغها فرار كرده بروم ميرفتند . بهرام استرداد آنها را خواست و تئودوس چون ميدانست كه آنها مورد سياست و عقوبت سخت واقع خواهند شد از استرداد آنها ابا نمود . بهرام حكم كرد كارگران رومى را در معادن طلا و نقره ايران حبس و اموال رومىها را در خاك ايران توقيف كنند . در اثر اين اقدامات كدورت بالا گرفت و منتهى بجنگ شد . مهر نرسى كه از نجباى درجه اول ايران بود و نسبت خود را به ويشتاسب پدر داريوش بزرگ مىرساند سردار لشگر ايران شد و در نزديكى نصيبين جنگى با روميها نمود ولى بهره‌مندى نيافت . در اين احوال سردار مزبور لازم ديد كه جنگ را به خاك روم برده در جلگه‌ها با قشون رومى مصاف دهد ولى سردار رومى آردابوريوس به او فرصت نداد چنان كه در نزديكى نصيبين مهرنرسى بقشون رومى برخورد و به سردار رومى پيغام داد كه چه روز و در چه محلى براى يك جنگ قطعى حاضر است . او جواب داد كه رسم سرداران رومى نيست روز و محل جنگ را بدشمن بگويند . پس از آن قواى زيادى بكمك روميها رسيد و مهر نرسى عقب نشسته به دفاع نصيبين پرداخت و در نتيجه رومىها به تسخير آن موفق نشدند . از طرف ديگر بهرام بكمك نصيبين شتافت و همين كه سردار رومى از قضيه مطلع شد تمام اسباب و ادوات محاصره را سوزانيده به خاك روم عقب نشست . بهرام تئودوسيوپوليس را كه حالا معروف بارزروم است « 1 » محاصره كرد ولى بتسخير آن موفق نشد . سال بعد ( 422
هامش
( 1 ) - اسم اين شهر در ابتدا كارين و بعدها كالاك بود در نيمه دوم قرن پنجم هجرى سلاجقه ارزن را كه در مشرق آن بود خراب كرده و سكنه آن را به كالاك كه در اين زمان معروف به ( قاليقلا ) بود كوچ داده آن را