شده اين قدم را نيز آريانهاى ايرانى برداشتهاند بنا بر آنچه گفته شد چيزهائى كه آريانهاى ايرانى در عالم قديم داخل كردهاند و بعد ميراث بشر شده نفوذ در تمدنهاى ساير اقوام و ملل در زمانها مختلف يافته از اينقرار است :
اول - تشكيل دولت بزرگى كه تا آن روز در تاريخ نظير نداشته چه از حيث بسط و چه از حيث تشكيلات
دوم - ادخال معتقدانى پاكتر و اخلاقى عالىتر در آسياى غربى و شرق نزديك نسبت بآنچه قبل از آنها اكثر ملل قديمه داشتهاند
سوم - طرز سلوك و اداره كردن ملل تابعه موافق اصولى كه باعث نزديكى ملل و اقوام بهمديگر گرديده و زمينهء اختلاط آنها را مهيا نموده زيرا اين طرز حكومت براى مللى كه بعد از آريانهاى ايرانى آمدند سر مشق مملكتدارى شد اصول مزبوره عبارت است از ادب و فتوت و جوان مردى كه در قرون بعد هم در آريانهاى ايرانى ديده ميشد چنان كه نظر محققين جديد هم همين است « 1 »
چهارم - تصرفات در صنايع قديمه باندازهء كه آن را ظريفتر و زيباتر نموده
پنجم - ترتيب خطى كه به خط الفبائى نزديك است
اما راجع بموقع آريانهاى ايرانى در عالم قديم با يك نظر سطحى به نقشه آسيا و اروپا و افريقا حل مسئله خيلى آسان است ايران قديم آسياى شرقى و وسطى و هند را با دنياى غربى اتصال ميداد و چون دريانوردى در آن عهد مثل حالا آسان نبود زيرا قطبنما و بسيارى از چيزهاى لازم امروزه را فاقد بودند معلوم است كه اين موقع جغرافيائى چه اهميت داشته : ايران قديم در سر راه تجارت بين المللى و مهاجرت مردمان تازهنفس آسياى وسطى به طرف غرب واقع شده بود نميدانيم چه مردمانى در اعصار قبل از تاريخ از ايران گذشته به طرف غرب رفتهاند و ليكن در
هامش
( 1 ) -Arth . Christensen . Empire des Sassanides .