ادوار تاريخى مىبينيم كه هووخشتر و كوروش چند سال متوالى در امور شمالى ايران غوطهورند « 1 » حتى كوروش در جنگى با ماساژتها بروايتى كشته مىشود در زمان اشكانيان و ساسانيان مىبينيم شاهان سلسلههاى زبور همانقدر كه با روم درگير و دارند با مردمان شرقى نيز در جنگند و اگر كيفيات اين جنگها را نميدانيم از اين جهت است كه آثارى باقى نمانده پس معلوم است كه ايران از يك طرف تمدن خود را در شرق انتشار ميداده - راههاى تجارت را آماده مينموده - درياها را بهم نزديك ميكرده - امنيت را براى كاروانهاى تجارتى تأمين و ملل را بهمديگر نزديك مىنموده و از طرف ديگر سدى بوده است در مقابل مردمان تازهنفس قوى شمال شرقى و شمالى مثل سكها و ماساژتها و هونها و هوتهاى سفيد ( هياطله ) و خزرها و تركها و غيره اما اينكه گفتيم تمدن خود را اشاعه ميداده مبالغه نيست زيرا ايرانشناسهاى معروف بر اين عقيدهاند كه از كوههاى آلتائى ( واقع در سيبرى ) تا مصر نفوذ ايرانى محسوس است اگر اين موقع ايران را در نظر گيريم به آسانى خواهيم فهميد كه چرا آنقدر مذاهب مختلفه در ايران پديد آمده ايران قديم در سر چهار راه عالم قديم واقع شده بود بدين جهت مذاهب هندى و آسياى شرقى با مذاهب ملل قديمهء آسياى غربى و ارباب انواع يونانى بعد از آمدن اسكندر به ايران و فلسفه حكماى بزرگ يونان مثل افلاطون و غيره در ايران يا در حدود آن با همديگر تماس مىنمود و از مخالطه و آميزش پيروان مذاهب مختلفه معتقدات و مذاهبى بوجود مىآمد كه باز از ايران به جاهاى ديگر سرايت ميكرد مثل مهرپرستى و مذهب مانى و غيره و چون اين مذاهب با وجود اختلافاتى كه با هم داشت باز رنگ معتقدات اصلى آريانهاى ايرانى را مى يافت ( چنان كه اين مذاهب را در خارج ايران مذهب ايرانى ميناميدند ) معلوم
هامش
( 1 ) - جنكهاى كوروش باليدى يا بابل يك سال يا چيزى بيشتر طول نكشيد در صورتى كه جنكهاى او در طرف مشرق ده سال به طول انجاميد .