است كه بوسيله مذاهب مذكوره افكار و عقايد ايرانى در شرق و غرب عالم قديم منتشر و ايران بطور غير مستقيم در ممالك بعيده مثل روم غربى و اروپا از يكطرف و تركستان شرقى و چين از طرف ديگر در معتقدات و تمدن ملل مختلفه مؤثر واقع ميشد از اين جهت است كه محققين ايران را در تاريخ تمدن بشر عاملى ميدانند كه داراى اهميت واقعى است .
اين است بطور كلى و موجز كارهاى آريانهاى ايرانى در عالم قديم مختصر مذكور به خوبى معلوم مىكند كه كارهاى اين ملت براى تمدن بشر اگر از حيث كيفيّت باهميت كارهاى يونانىهاى قديم نمىرسد و ليكن از حيث كميّت كمتر نيست و بلكه بقول بعضى بيشتر است از اين جهت است كه محققين آريانهاى ايرانى را ملت تاريخى ميدانند - بنابراين و بنابر آنچه از تاريخ عالم قديم معلوم است ملل تاريخى عهد قديم به ترتيب تقدم تاريخى اينها بودهاند : مصرىها - بابلىها - آريانهاى ايرانى - يونانيها و روميها هندىها و چينىها در اين زمره داخل نيستند زيرا آنها جرگهء ديگرى تشكيل دادهاند
خاتمه
اين است بطور موجز تاريخ ايران قديم تا اندازهء كه امروزه بر علماء فن معلوم است يعنى تاريخى كه مبتنى بر اين مدارك است : 1 ) نوشتههاى مورّخين عهد قديم مثل مورّخين يونانى و رومى و ارمنى و چينى و نيز نوشتههاى نويسندگان قرون اوليه اسلام 2 ) اسناد تاريخى ايران مثل كتيبههاى هخامنشى و ساسانى در زبان پارسى ( قديم و پهلوى ) و غيرپارسى و كتب مذهبى ايرانيهاى قديم مثل آوستا و زند و كتب پهلوى و نامهها و غيره 3 ) نتيجه حفريات اروپائى در امكنه تاريخى مثل شوش و بابل و نينوا و مصر و غيره 4 ) داستانهاى ملّى كه بطور كلى حاكى از حقايقى است
چنان كه از مندرجات كتاب معلوم است در تاريخ اين عهد ممتد كه موسوم به