تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2951

مساهمون:

ص٢٩٥١

جهات انقراض

جهات ظاهرى اين انقراض بطوريكه از احوال اواخر اين دوره بر ميآيد از اين قرار است : اولا تشتتات مذهبى كه در ايران روى داد : يك فهرست اجمالى مذاهبى كه در ايران پديد آمده يا از خارجه بايران نفوذ يافته بود اين نظر را تأييد مىكند . ثانيا سياست غلط خسرو پرويز يعنى جنگهاى 27 ساله و بىنتيجهء او با روم و تحميل مالياتهاى گزاف و كمرشكن بر اهالى كه قواى ايران را تحليل برد . ثالثا پيدا نشدن شاه عاقل و قوى الاراده كه زمام امور را به دست گرفته اصلاحاتى بر حسب مقتضيات وقتى نمايد اين جهة اگرچه در درجهء سوم نوشته شده و ليكن در اهميت بالاتر است . تشكيلات ايران ساسانى شاهان عاقل و قوى الاراده لازم داشت و همين كه چنين شاهانى بعد از انوشيروان پيدا نشدند انحطاط شروع و بواسطه نهضت مسلمين بانقراض ختم شد زيرا موازنه بهم‌خورد .

نتيجه

اين سلسله در مدت چهار قرن رو باوج رفت و با وجود اينكه مصادف با مشكلاتى شد كه از موقع جغرافيائى ايران ما بين امپراطورى روم و مردمان تازه نفس قوى شمالى و شمال شرقى حاصل شده بود مشكلات را به نفع ايران حلّ نمود . هرگاه مقتضيات عصر و موقع جغرافيائى ايران و عدم انحطاط سلسله ساسانى و بلكه ترقى آن را در مدت طولانى چهار قرن با آن همه شاهان نامى يا خوب در نظر گيريم به اين نتيجه ميرسيم كه اين سلسله نه فقط در تاريخ ايران نظير ندارد بلكه در تاريخ عالم هم نظير آن نادر است . تشكيلات ساسانى در داخل ايران ميراثى بود كه از داريوش اول به آنها رسيده بود ولى چيزهائى كه ساسانيان بر آن افزودند آنها را از جانشينان آن شاه بزرگ متمايز مىدارد : از آن جمله است دخالت ندادن زنها و خواجه سرايان بامور دولتى - تربيت سپاهيان با شهامت - تحكيم مبانى ادارات .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2951 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )