تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2949

مساهمون:

ص٢٩٤٩
فاتح است باستثناى زمان فيروز اول و شايد يزدگرد دوم از اين نكات معلوم است كه قشون ايران از حال سابق بيرون آمده - و ورزيده و داراى شهامت شده بود اطلاعات تاريخى نيز دال بر اين است زيرا در زمان اردشير اول قشون جاويدان هخامنشى زنده شد و انوشيروان قشون چريكى را مبدل به قشون دائمى نمود اين كار از ضربت‌هائى بود كه به پيكر ملوك الطوايفى اشكانى با بعضى آثار باقىمانده آن وارد آمد از آنچه گفته شد اين نتيجه گرفته مىشود كه خصائص دورهء ساسانى عبارت است : اولا از مركزيت شديد ثانيا از رسمى شدن مذهب زرتشت و براى حفظ مركزيت دو چيز مورد توجه مخصوص شده : ادارات منظم و محكم - قشون ورزيده دائمى در ساير چيزها ساسانيان با اشكانيان موافقند از آن جمله است دخالت ندادن خواجه سرايان و زنها بامور دولتى حالا بايد ديد كه نتيجه تشكيلات مزبوره جه بود نتيجه همان بود كه از تاريخ ايران ساسانى مشاهده مىشود - هيچگاه قدرت داخلى و خارجى ايران قديم بدرجهء قدرت دولت ساسانى نبود اما قدرت داخلى از اينجا پيداست كه در اين دورهء ياغىگرى و خودسرى متنفذين يا حكام هيچ ديده نميشود ( بر خلاف دوره هخامنشى و اشكانى ) و اگر بهرام چوبين و شهربراز ياغى شدند طغيان آنها ناشى از خبطهاى هرمز چهارم و خسرو پرويز و مصادف با اواخر دوره ساسانى بود با وجود اين نجباء و مردم با آنها همراهى نكردند از حيث قدرت خارجى مزيت ايران ساسانى باز مشهود است هخامنشيها نتوانستند در ميدان جنگ كاملا از عهده يونانيها بر آيند و اگر در مدت هشتاد سال يونان در مدار سياست ايران گرديد بواسطه طلاى ايران بود و با پديد آمدن اسكندر اين سياست خاتمه يافت . اشكانيان خوب از عهده روميها بر آمدند و شايد از اين حيث بر ساسانيان هم برترى داشته باشند زيرا وقتى آنها با روميها در گيرودار بودند كه امپراطورى روم در اوج عظمت خود بود و ليكن نتوانستند كاملا جلو مردمان سلحشور قوى