تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2948

مساهمون:

ص٢٩٤٨
مخصوص نيز معلوم است چه ادارات وسيلهء مركزيت و ما بين شاه و ممالك تابعه واسطه بودند و اراده مركز از اين راه اجرا مىشد اين است كه مىبينيم دخول به ادارات براى هر طبقهء ممكن نيست و براى دبيران شرائط مشكلى از حيث صفات شخصى و خانواده‌اى و معلومات و دانستن زبان فارسى ( پهلوى ) و خط و غيره مقرر است يكى از خصائص دورهء ساسانى امتياز قشون آن دوره بر قشون دوره‌هاى سابق است در اينجا باز براى روشن بودن مطلب مقايسه قشون ساسانى با قشون ايران در دوره‌هاى قبل لازم است . قشون دوره هخامنشى باستثناى ده هزار نفر جاويدان چريكى بود و چنان كه ديديم قشون هخامنشى در اواسط و اواخر آن دوره به جنگ تن‌به‌تن معتاد نبود در دوره اشكانى باز قشون چريكى و سواره‌نظام پارت در جنگ‌گريز ماهر بود ولى در مقابل پياده‌نظام رومى نميتوانست مقاومت كند و نيز فنون محاصره را فاقد بود اما در اين دوره قشون ايران مزاياى دوره‌هاى سابق را دارا است يعنى سواره‌نظام ممتاز دارد - علاوه بر آن به جنگ تن‌به‌تن از زمان شاپور دوم معتاد شده و از علم محاصره نيز بهره‌مند است در اين دوره چيزهائى ديده مىشود كه در دوره‌هاى ديگر نظير آن را نمىيابيم : در جنگ غباد با روميها بىلىزار سردار نامى روم از استقامت ايرانىها و جنگ تن‌به‌تن آنها در حيرت مىافتد - بهرام‌گور مىخواهد با رومىها صلح كند سپاهيان جاويدان راضى نمىشوند و تكليف مىكنند كه يك دفعه ديگر جنگ كنند - ساخلوپترا تا آخرين نفر مىميرد و تسليم نمىشود - در شانزده جنگى كه ايران با روم مىكند چهار جنگ براى طرفين بى نتيجه است و اوضاع قبل از جنگ محفوظ مىماند در دروازه جنگ ديگر سه جنگ به بهره‌مندى رومىها و نه جنگ بظفريابى ايرانيها تمام مىشود يعنى در هر چهار مرتبه جنگ يكى را ايران مىبازد و سه جنگ را مىبرد در سرحدات شمال و شمال شرقى هميشه لشگر ايران در مقابل مردمان سلحشور صحراگرد قوى