تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2892

مساهمون:

ص٢٨٩٢
سال طول كشيد تا زرتشت به دنيا آمد با تولد او لشگر اهريمت سست شد پيروزمندى هرمزد اتصالا در تزايد خواهد بود تا وقتى كه اهريمن بعالم تيرگى و ظلمت خود برگردد و آنوقت است كه روشنائى سعادت‌آور تمام عالم را فرا خواهد گرفت در باب كيفيّات خلقت گفته‌هاى اين مذهب اين است نخستين وجودى كه هرمزد خلق كرد گاو نر بود اهريمن ( آزى ) يعنى احتياج را بر او مستولى نمود و او از محن و گرسنگى و ناخوشى مرد از جسم او پنجاه و پنج نوع گندم و دوازده قسم گياه با فايده و از تخمه او 272 نوع حيوان با فايده به عمل آمد بعد هرمزد آدم اولى كيومرث ( گيومرت ) را آفريد ( اين كلمه بمعنى زنده فانى است ) اهريمن باز احتياج را بر او مسلط كرد و او هم مرد از تخمه او كه دو ثلث به نيريوسنها « 1 » و يك ثلث برة النوع زمين اسفندارمذ رسيده بود بعد از چهل سال مرد و زن اولى بوجود آمدند اسم آنها مشيى و مشيان بود ( مشى يعنى فانى ) زرتشتيان عقيده دارند كه روح فانى نيست و پس از مرگ در مدت سه روز باز لذائذ يا محن ايام زندگى را دارد پس از آن باد انرا ميبرد و ميرسد به پلى موسوم به چين‌وت اينجا در محضر سه قاضى محاكمه مىشود « 2 » بدينمعنى كه آنها اعمال خوب و بد او را در ترازو ميكشند و رأى قضات معين مىشود بعد روح بايد از پل مزبور كه از قله البرز تا رود دائىتى يا امتداد دارد بگذرد اگر روح نيكوكار است پل براى او عريض و الا تنگ مىشود در صورت آخرى روح در دره تاريكى مىافتد تاريكى آن بقدرى غليظ است كه قابل لمس است روحى كه خوب است از سه مرحله بايد بگذرد تا وارد بهترين عالم گردد اين سه مرحله مرحلهء منش نيك - گفتار نيك - كردار نيك است و آن عالم موسوم به ان‌هووهيشت ( بهشت ) مىباشد روحى كه بد است وارد سراى درد و محن مىشود ما بين بهشت و دوزخ
هامش
( 1 ) - - ها - گا خوانده مىشود - او يكى از يزت‌ها است . ( 2 ) - اسامى قضات سه‌گانه اين است : ميثر - سرااش - راشنو