حامى حيوانات با فائده - اردى بهشت حامى آتش - اسفندار مذ حاميه و ربة النوع زمين است و از سائرين نيز هركدام يك وجودى را حمايت مىكنند مثل فلزات و غيره بعد از ( امشسپنتان ) و پائينتر از آنها باز وجودهاى مجردى هستند كه يزت نام دارند « 1 » عدهء اينها خيلى زياد است و ليكن معروفترين آنها بعده سى ميرسد و هريك از روزهاى ماه بيكى از آنها اختصاص دارد ( يزت ) ها به دو طبقه تقسيم شدهاند طبقهء آسمانى و زمينى در رأس طبقهء آسمانى هرمز واقع است و بهترين يزتهاى زمينى زرتشت است هركدام از يزتها باز چيزى را حمايت ميكنند آفتاب و ماه و ستارهها و آب و آتش و خاك و باد و معانى از قبيل راستى و درستى و توانائى و پيروزى و آرامش و آشتى و غيره هركدام در تحت حمايت و سرپرستى يكى از يزتها است يزتها باسم محمى موسوماند . مثلا آتر ( آذر ) ك زاده هرمز است آتش را حمايت مىكند و از اين جهت به اين اسم موسوم است آب ( آب ) اسم يزتاى آبست و وات و آسمان و زم يزتهاى باد و آسمان و زميناند خورشيد را هورخشات چشم هرمزى دانستند مهر - ميثر حامى نور و راستى است و در دورهء هخامنشى حامى قرارداد بود ناهيد - اناهيتا نيز جزو يزتها است و از يزتهاى مذكور آتش و آب مورد تقديس مخصوص بودند پس از آنها باز وجودهاى مجردى مىآيند كه موسومند به فروشى هركدام
هامش
3 ) خشثرويرى - شهريور ( دولت يا حكومت خوب )
4 ) سپنت آرماىتى - اسفندارمذ ( ترك جوان مردانه - گذشت بافتوت )
5 ) هئوروتات - خرداد ( سلامتى - عافيت )
6 ) امرتات - امرداد ( جاويدان - غيرقانونى )
بعضى بهمن را پندار نيك ترجمه كردهاند ولى چنين به نظر ميآيد كه پندار اين معنى را نميدهد زيرا پندار بيشتر بمعنى گمان و تصور و خيال آمده و مقصود از بهمن همان است كه فرانسوىهاbonne penseeترجمه كردهاند و در اين صورت ضمير نيك بالنسبه باز به مقصود نزديكتر است در پارسى شايد بتوان منشنيك يانها دنيك گفت
( 1 ) - يزت بعدها يزد و ايزد شد