از اينها حكم ملكى را دارند كه حافظ انسانند قبل از تولد انسان اين ملكها در آسماناند و بعد از فوت انسان با روح او باز به آسمان ميروند در مقابل لشگر هرمز اهريمن نيز لشگرى دارد و ياران او ديو ( دائوا ) ناميده ميشوند در رأس اينها اهريمن قرار گرفته و در مقابل امشسپنتان شش ديو يا عفريت وجود دارند كار اهريمن و ديوها اين است كه نگذارند خوبى پيشرفت كند تاريكى و بدى و دروغ و طغيان و تكبر آفريده اهريمن است و اگر اهريمن نتواند از خوبى جلوگيرى كند لااقل سعى مىكند كه از نتايج آن بكاهد هرمز زندگى را آفريد - اهريمن مرگ را سلطنت او سلطنت تاريكى است يك تاريكى كه حد و حصر ندارد جهنم پر است از ديو و دروغ و پاىريكا ( تصور ميكنند اين لغت بمعنى پرى باشد ) و اژدها ( آژىدهاك ) و ابو الهولهاى ديگر كه مخلوقات اهريمناند يك قسمت اوستا كه ونديداد نام دارد مفصلا شرح ميدهد كه چطور با ديوها بايد مجادله كرد چنان كه امشسپنتان ويزتها حامى مخلوقات خوب ميباشند ديوها و ارواح بد حامى چيزهاى بد هستند مثلا دروغ " دروج " حامى چيزهاى دروغ است و در مقابل وهومنه نهاد نيك اكمنه نهاد بد است راجع بخلقت عالم در ابتدا اهورمزد عالم ارواح را آفريد و بر آن عالم بدون مانعى سه هزار سال سلطنت كرد پس از آن اهريمن از تاريكى بيرون آمده بعنف داخل عالم روشنائى شد و چشمان او از نور هرمزد خيره گشت هرمزد به او تكليف صلح كرد و او قبول ننمود هرمز گفت پس جنگ كنيم و باهريمن نه هزار سال فرصت داد زيرا ميدانست كه غلبه با روشنائى خواهد بود پس از آن هرمزد مشغول آفريدن عالم مادى گرديد و در شش دوره آن را آفريد انسان در دوره آخرى بوجود آمد آفرينش عالم مادى سه هزار سال طول كشيد و در تمام اين مدت اهريمن به كلى فاقد قدرت شده بود پس از آن اهريمن از رخوت و سستى بيرون آمده مشغول آفريدن چيزهاى بد در مقابل آفرينش خوب هرمزد گرديد از اين زمان منازعه ما بين هرمزد و اهريمن شروع شد و سه هزار
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2891
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٨٩١