زندگانى زرتشت
راجع باينموضوع اخبار و روايات زرتشتى از اين قرار است : زرتشت « 1 » پسر پاورشسپ و از مادرى دوغذ نام بوده زندگانى او موافق اخبار مذكوره پر از كارهاى فوقالعاده و حيرتانگيز بود بدينجهت سحره و غيبگويان آن زمان بر او شده در صدد اتلافش برآمدند و لكن موفق نگشتند در سن بيست سالگى زرتشت از مردم كناره گرفت و اوقات خود را برياضت گذرانيد در سن سى سالگى در كنار رد دائىتى يا به او امر شد كه مردم را بخداشناسى دعوت كند ( بعضى از علماء تصور ميكنند كه رود مزبور ارس امروزه است ) و هومنه امشسپنت « 2 » انديشه نيك او را در جلو بارگاه اهورمزد حاضر كرد و پس از آن زرتشت به تبليغ و اشاعه معتقدات خود حاضر كرد و پس از آن زرتشت به تبليغ و اشاعه معتقدات خود در ميان مردم توران ( خارج ايران ) و سكستان پرداخت و ليكن پيشرفتى نيافت زيرا روحانيون آن زمان كه در اوستا كاوى ناميده شدهاند بر او قيام كردند در اين حال بامر اهورمزدا زرتشت مأمور شد بدربار ويشتاسپ شاه باختر برود و چنين كرد و بعد از دو سال زحمت شاه مزبور بآئين او درآمد در اين بهرهمندى حمايت وزير گشتاسب كه جاماسب نام داشت به او خيلى كمك كرد بعد جاماسب پروچيست دختر زرتشت را گرفت و برادرزاده
هامش
( 1 ) - معنى كلمه زرتشت را نتوانستهاند محققا معلوم كنند ظن غالب اين است كه از ( زرتشتر ) آمده و بمعنى شتر زرد است .
( 2 ) - املاء اسامى و اصطلاحات را بطورى كه علماء فن ضبط كردهاند نوشتهايم اين تذكر را از آن جهت ميدهيم كه بعضى از نويسندگان با بعضى اختلافات نوشته و مينويسند مثلا امشاسپند - و هومانو - و غيره مقصود انتقاد نيست بلكه ميخواهيم كه ايرادى به نگارنده نشود .