تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2886

مساهمون:

ص٢٨٨٦
تزكيه نفس و كفاره و غيره است . 4 ) يشت حاوى سرودهائى است راجع به امش‌سپنتان ويزت‌ها . 5 ) خرده گوستا كتاب دعا است و در زمان شاپور دوم تاليف شده دارمس‌تتر بدين عقيده است كه اوستاى ساسانى داراى بيست و يك نسك بوده ولى بعد از قرن نهم ميلادى يا سوم هجرى قسمت‌هائى از آوستا از ميان رفته توضيح آنكه چهار نسك به كلى گم شده و از پانزده نسك ديگر قسمت‌هائى مفقود گرديده ولى آن‌چه باقى مانده قسمت‌هاى عمده است و دو نسك كاملا موجود است بعقيده عالم مذكور قسمت‌هائى كه باقى مانده تماما از آوستائى است كه ما بين قرن اول قبل از ميلاد و قرن ششم ميلادى نوشته شده است زيرا موافق روايات بومى آوستاى سابق اگرهم بوده بعد از استيلاى اسكندر سوخته يا از ميان رفته ولى اين عقيده طرفدار زيادى ندارد زيرا آن قسمت آوستا كه گاثها نام دارد بعقيده اكثر از محققين خيلى قديم‌تر است . موافق آن‌چه دين كرت نوشته آوستاى زمان هخامنشى در موقعى كه اسكندر مقدونى به قصر سلطنتى پارسا ( تخت جمشيد ) آتش زد بسوخت و يونانىها نسخه ديگر آن را كه در گنح شاپيگان بود ( معلوم نيست كجا بوده ) گرفته قسمت‌هاى علمى آن را كه راجع بطب و نجوم بود به زبان يونانى ترجمه كردند بعد چنان كه در جاى خود ذكر شد بلاس اشكانى ( ظن غالب اين است كه بلاش اول است ) امر بجمع‌آورى آن كرد و در زمان اردشير اول ساسانى تن سرنامى كه هيربذان هيربذ بود آوستا را مرتب نمور پس از آن شاپور اول آن‌چه را كه از آوستا راجع به علم طب و ستاره‌شناسى و فلسفه و جغرافيا برداشته بودند از يونان و هند و ساير جاها جمع كرده بآوستا رسميت يافته قانون مملكتى شناخته شد آوستائى كه امروزه موجود است بنابر آن‌چه گفته شد ربع آوستاى زمان ساسانيان است .